قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤٣ - باب ششم در شكار
مسأله ٢٤- تذكيه ماهى يا با بيرون آوردن آن به طور زنده از آب است يا با گرفتن آن بعد از بيرون آمدن از آب و قبل از مردنش؛ چه اين كار با دست يا به وسيلهاى مانند تور و مثل آن باشد؛ پس اگر ماهى به كناره رود بپرد يا دريا آن را به ساحل پرت كند يا آبى كه در آن است پايين بنشيند و كسى آن را قبل از مردن بگيرد حلال مىباشد. و اگر قبل از آنكه آن را بگيرد بميرد، حرام مىشود اگرچه بنابر اقوى در حالى كه آن زنده است به آن برسد و آن را ببيند. ج ٢ ص ١٥٢
مسأله ٢٥- در تذكيه ماهى در وقت بيرون آوردن آن از آب يا در وقت گرفتن آن بعد از خروج آن از آب، تسميه شرط نيست، چنانكه اسلام در شكاركننده آن معتبر نيست؛ پس اگر كافر آن را بيرون آورد يا آن را بگيرد و بعد از گرفتن بميرد، حلال است، چه اهل كتاب باشد يا غير اهل كتاب. البته اگر ماهى را مرده در دست كافر بيابد، مادامى كه نداند كه بعد از اخراج آن از آب مرده است، يا گرفتن آن بعد از خروج آن و قبل از مردنش، بوده است، خوردن آن حلال نمىباشد و از اين كه در دست كافر است، چنين چيزى احراز نمىشود و به قول او- در صورتى كه آن را خبر دهد- محرز نمىگردد، به خلاف آن كه در دست مسلمان باشد؛ زيرا حكم به تذكيه آن مىشود تا اين كه خلاف آن معلوم شود. ج ٢ ص ١٥٢- ١٥٣
مسأله ٢٦- اگر ماهىاى از آب به كشتى بپرد، مادامى كه با دست گرفته نشده حلال نمىباشد و كشتىنشينان و صاحب كشتى آن را مالك نمىشوند، بلكه هر كسى كه آن را به قصد تملك بگيرد مالك مىشود. البته اگر صاحب كشتى قصد شكار با كشتى را داشته باشد، به اينكه در شب، روشنايى در كشتى قرار دهد و چيزى را مانند زنگ، به صدا درآورد تا ماهىها به كشتى بپرند پس آنها هم به كشتى بپرند، وجه آن است كه آنها را مالك مىشود و پريدن آنها به كشتى به آن علت، به منزله اين است كه آنها را زنده از آب بيرون آورده است، پس تذكيه آنها به همان است. ج ٢ ص ١٥٣
مسأله ٢٧- اگر تورى را نصب كند يا حصارى در آب بسازد كه ماهى شكار كند، پس هر چه كه در آنها واقع و حبس شود ملك او مىباشد، بنابراين اگر آنچه را كه در