قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٣٩ - مبحث اول در وفاى به عهد
مزبور اسرائيلى بود و به وسيله چند نفر يهودى اداره مىشد به محض پيروزى انقلاب، شركت تعطيل و سردمداران آن فرار كردند و اين پول پيش من ماند، قبل از انقلاب زمينى در منطقه افسريه خارج محدوده داشتم كه با فروختن وسايل زندگى و مقدارى قرض از فاميل توانستم يك چهار ديوارى بسازم و چون خيلى بدهكار بودم اين پولها را به قرضهايم دادم و دائماً در فكر اين بودم كه هر وقت مبلغ فوق به دستم رسيد كسب تكليف نمايم؛ مدتها قبل تقاضاى وام حقوقى نمودم و مبلغ بيست و ششهزار تومان وام گرفتم يك هزار و پانصد تومان به جنگزدگان كمك كردم و گفتم پانصد تومان از خودم و هزار تومان از پولى كه براى شركت از ارتش گرفتم لطفاً بفرماييد اولًا اين هزار تومان از آن بابت كفايت مىكند يا نه؟ و ثانياً پولى كه پيش من هست چكار كنم؟
ج- پول را بايد به ارتش برگردانيد و دادن به جنگزدگان كافى نيست. ج ٢ ف ص ٥٤٢
س ٧٠- اگر كسى مبلغى پول از بابت سهمين مباركين از مقلدين حضرت امام دريافت نمايد به قصد اينكه به نماينده امام برساند در اين ميان بدون تفريط مفقود شود آيا مفقودكننده ضامن است يا خير؟ در صورت عدم ضمان ذمه صاحب وجه برىء مىشود يا خير؟ در صورت عدم برائت ذمه، جهت پرداخت وجه استجازه مجدد از صاحب پول لازم است يا خير؟
ج- اگر حامل امانت در حفظ آن تعدّى و تفريط نكرده ضامن نيست. ولى اگر از طرف مرجع تقليد صاحبان پول، وكيل در اخذ وجوه نبوده وجه مزبور بابت وجوه محسوب نيست و صاحبان پول بايد بدهى خود را دوباره پرداخت نمايند.
ج ٢ ف ص ٥٤٨- ٥٤٩
(٣٠٣- ٦١٤)
ر. ك: ٢٦٩ س ١٤.
س ٤٠- اينجانب (سال ٥٧ در اروميّه)، روزى از شخصى اسلحهاى خريدم، و قرار شد وجه آن را عصر همان روز بپردازم، امّا همان روز مؤذّن مسجد اعظم اروميّه ترور