قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٤ - باب اول در احياء اراضى موات و مباحه
ج- مجرّد ديواركشى موجب ملكيت زمين موات نيست و چنانچه به قصد احيا با شرايط ديگر بوده حق اولويت مىآورد مگر اينكه حريم باشد.
ج ٢ ف ص ٥٨٠- ٥٨١
(١٣٩)
س ٢٨- اگر زمين داخل حصار، موات حساب مىشود اولويت با كيست، با اهالى همان ده يا ده ديگر كه در چند كيلومترى قرار دارد؟
ج- با شرطى كه در مسأله قبل ذكر شد موجب اولويت براى كسانى است كه ديوار كشيدهاند. ج ٢ ف ص ٥٨١
س ٢٩- اينجانبان زمين مواتى را پانزده سال پيش تحجير كرده سپس احيا نموديم آيا چنين تحجيرى براى ما ملكيت مىآورد يا خير؟
ج- زمين موات اگر ملك يا حريم ملك كسى نبوده كسى كه آن را به قصد احيا و با مراعات شرايط مقرّره تحجير كرده حق اولويت دارد و ملكيت منوط به احيا است. ج ٢ ف ص ٥٨١
(١٣٩)
ر. ك: ١٤٣ س ١١.
ماده ١٤٣: هر كس از اراضى موات و مباحه قسمتى را به قصد تملك احيا كند مالك آن قسمت مىشود.
مسأله ١- زمين موات اصلى اگرچه مال امام (ع) است- زيرا از انفال مىباشد، چنانكه در كتاب خمس گذشت- ليكن در زمان غيبت حضرت صاحب الامر (ع) براى هر كس جايز است كه با شروطى كه مىآيد آن را احيا كرده و به عمران آن اقدام نمايد. و احياكننده آن بنابر اقوى مالك آن مىشود چه در دارالاسلام باشد يا در دارالكفر و چه در زمين خراج باشد مانند زمين عراق يا در غير آن و چه احياكننده آن مسلمان باشد يا كافر. ج ٢ ص ٢٠٩
مسأله ٢- زمين موات عارضى، كه مسبوق به ملك و احيا بوده است در صورتى كه مالك شناخته شدهاى نداشته باشد بر دو قسم مىباشد: اول: زمينى كه اهل آن هلاك شده باشند و به سبب گذشت زمان و مرور ايام بدون مالك شده باشد و اين مانند