قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤٥ - باب ششم در شكار
آن بميرد، خوردنش حلال است، بلكه اصلًا مردن، در حلال بودن آن معتبر نمىباشد، پس بلعيدن زنده آن حلال مىباشد. بلكه اگر قطعهاى از آن را جدا كند و بقيه را به آب برگرداند آنچه را كه جدا نموده حلال است چه باقى مانده، در آب بميرد يا نه. البته اگر قطعهاى از آن را در حالى كه در آب- زنده يا مرده- است جدا كند، آنچه را كه قطع نموده حلال نمىباشد. ج ٢ ص ١٥٤
مسأله ٣١- تذكيه ملخ، زنده گرفتن آن است؛ چه با دست باشد يا با وسيله؛ پس اگر قبل از گرفتنش بميرد حرام است. و تسميه و اسلام در آن معتبر نيست چنانكه در ماهى گذشت. البته اگر آن را در دست كافر، مرده ببيند، مادامى كه نداند كه زنده آن را گرفته بوده، حلال نمىباشد و يد كافر و خبر دادن او در محرز شدن آن، فايده نمىبخشد. ج ٢ ص ١٥٤
مسأله ٣٢- اگر آتشى به نيزار و مانند آن بيفتد و آنچه را كه از ملخ در آن است بسوزاند حلال نمىشود؛ اگرچه مقصود آتشافروز چنين چيزى باشد. البته اگر بعد از گرفتن آن، به هر نحوى بميرد، حلال است؛ چنانكه اگر فرض شود كه آتش وسيله شكار ملخ است به اينكه اگر آتش روشن شود ملخهايى اطراف آن جمع مىشوند و خودشان را در آتش مىاندازند، پس آتش را براى اين منظور روشن كند و جمع شوند و به وسيله آن آتش بگيرند، حلال بودن آنها بعيد نيست. ج ٢ ص ١٥٤- ١٥٥
مسأله ٣٣- ملخ مادامى كه در پريدن استقلال پيدا نكرده، حلال نمىباشد و آن به نام «دبى» بر وزن «عصا» مىباشد و آن ملخى است كه حركت مىكند، ولى هنوز بالهايش روييده نشده است. ج ٢ ص ١٥٥
ماده ١٨٢: مقررات ديگر راجع به شكار به موجب نظامات مخصوصه معين خواهد شد.