قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٣ - فصل سوم در اموالى كه مالك خاص ندارد
صورتى كه جا را به طورى اشغال كرده كه نماز در آن بدون برداشتن رحل ممكن نيست. و ظاهر آن است كه بردارنده رحل، ضامن آن است تا آنكه آن را به صاحبش برساند. و همچنين است حال در جايى كه آنجا را ترك نمايد با اعراض از آن با اينكه رحلش در آنجا باقى مىباشد. ج ٢ ص ٢٣٠ (٢٩)
مسأله ١٩- زيارتگاهها در جميع احكامى كه ذكر شد، مانند مساجد مىباشند؛ پس تمام مسلمين در آنها با هم مساوى مىباشند، چه كسى كه ساكن در آنها باشد و چه از اطراف بيايد و چه مجاور آنها باشد و چه از بلاد دور متحمل آمدن به آنها شود. و كسى كه براى زيارت يا نماز يا دعا يا قرائت به جايى از آنها سبقت بگيرد كسى حق مزاحمت او را ندارد. و آيا زيارت اولويتى بر غير آن دارد- مانند نماز در مسجد نسبت به غير آن، اگر بگوييم نماز اولويت دارد- خالى از وجه نيست؛ لكن اين وجه، وجيه نمىباشد مانند اولويت كسى كه از شهرهاى دور به زيارتگاهها مىآيد نسبت به مجاورين آنها، اگرچه براى مجاورين سزاوار است كه رعايت آنها را بنمايند. و حكم مفارقت از مكان و گذاشتن رحل و بقاى آن، مانند آن است كه در مساجد گذشت. ج ٢ ص ٢٣٠- ٢٣١ (٢٩)
مسأله ٢٠- و از مشتركات، مدارس است- نسبت به طلاب علم يا طايفه خاصى از آنها در صورتى كه واقف آنها را به صنف خاصى اختصاص دهد، چنانكه اگر آنها را به صنف عرب يا عجم يا طالب علوم شرعى يا خصوص فقه مثلًا اختصاص دهد- پس كسى كه به حجرهاى از آن سبقت بگيرد او سزاوار به آن است مادامى كه با اعراض از آن جدا نشود، اگرچه مدت سكونت، طول بكشد، مگر اينكه واقف براى آن، مدّت معينى شرط نمايد- مانند سه سال مثلًا- پس بر او لازم است كه بعد از گذشت آن مدت بدون مهلت، از آنجا بيرون رود، اگرچه امر به خروج نشود، يا متّصف بودن به صفتى را شرط نمايد و آن صفت از او زايل شود مانند اينكه شرط كند كه مشغول تحصيل يا تدريس باشد و به خاطر بيمارى يا پيرى و مانند آن از آن عاجز شود. ج ٢ ص ٢٣١
(٢٩- ٨٢)