قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٧٧ - مبحث اول در قواعد عمومى
- ر. ك: ٤١٦ س ١٠٩- ٢٣٧ س ٦٢- ٣٧٦ س ٥٧- ٤١٦ س ٧٢.
(عدم لزوم پرداخت خسارت براى فسخ مگر در صورت شرط خلاف ٤١٦ س ٩٨- ٣).
ماده ٢٢٢: در صورت عدم ايفاء تعهد با رعايت ماده فوق حاكم مىتواند به كسى كه تعهد به نفع او شده است اجازه دهد كه خود او عمل را انجام دهد و متخلف را به تأديه مخارج آن محكوم نمايد.
- ر. ك: ٧٧٤/ مس/ ٨.
(راجع به مستثنيات دين ر. ك: وفاء به عهد، پاورقى مس ١٠ الى ١٧ و ٢/^^^ ٢٨٢ «مستثنيات دين»).
ماده ٢٢٣: هر معامله كه واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر اينكه فساد آن معلوم شود.
س ١- اينجانب يك قطعه زمين به مساحت ٥/ ٩٨ متر و به مبلغ يكصد و سى هزار تومان خريدارى نمودهام كه مبلغ هزار تومان آن را نقداً در محضر پرداخت نمودم و مابقى دو فقره چك به مدت سه و چهار ماهه كه قسط اول هم پرداخت شده و قسط آخر به مبلغ سى هزار تومان باقى مانده است با در نظر گرفتن اينكه زمين باير است نظر حضرتعالى درباره باقيمانده پول زمين مزبور چيست آيا بايد قسط آخر را بدهم يا خير؟
ج- بدهى بايد پرداخت شود مگر آنكه شرعاً ثابت شود كه فروشنده مالك زمين نبوده است. ج ٢ ف ص ٥٦٨
س ٢- كسى در محضر چهار نفر از مؤمنين اموالش را به سه قسمت ميان خود و پسرش و نوهاش تقسيم نمود و يك سوم را براى خودش نگه داشت و دو سوم ديگر را به عنوان هبه به پسر و نوهاش واگذار نمود و هبهنامه به وسيله شخص ديگرى نوشته شد و او بعد از چند سال از دنيا رفت و در پى او نوهاش هم درگذشت و دو برادر و يك خواهر مادرى نابالغ به جاى گذاشت ولى هنگام مطالبه سهم نوه به وسيله ولى وارثين صغيرش، نويسنده هبهنامه آمد و براى پسر اظهار داشت كه هبه پدرت براى