قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٧٦ - باب اول در احياء اراضى موات و مباحه
و احيا نباشد- اگرچه احراز چنين چيزى غالباً، بلكه به طور كلى مشكل بلكه ممنوع است- و ملحق به موات اصلى مىباشد زمينى كه مسبوق بودن آن به ملك و احيا معلوم نباشد.
دوم: موات عارضى است؛ و آن زمينى است كه خرابى و موات شدن بعد از حيات و آباد بودنش بر آن عارض شود مانند زمين ويرانى كه داراى آثار نهرها و مانند اينهاست. و قريههاى مخروبى كه آثار آبادانى آن باقى مانده است. ج ٢ ص ٢٠٩
مسأله ٢٦- احيايى كه مفيد ملك است، عبارت است از اينكه زمين مرده را زنده نمايد و آن را از صفت خرابى به آبادى در آورد. و معلوم است كه عمارت زمين يا به اين است كه مزرعه يا باغ شود و يا به اين است كه مسكن و خانه و يا حصار گوسفندان و گلهها شود و يا براى حاجات ديگر مانند خشك كردن ميوهها، يا جمع نمودن هيزم يا غير اينها. پس در صدق نمودن احياى موات، حتماً بايد در آن عمل انجام دهد و آن را به حدى برساند كه يكى از عنوانهاى آبادانى- مانند مزرعه يا خانه يا غير اينها- بر آن نزد عرف صدق كند. و تحقق اولين مراتب آبادانى كفايت مىكند و رسيدن آبادانى به حدّ كمالش معتبر نمىباشد و قبل از آن كه به اين حد برسد، هر مقدار كارى هم كه در آن انجام داده باشد احيا نيست، بلكه تحجير مىباشد و تحقيقاً گذشت كه تحجير، مفيد ملك نيست، بلكه مفيد چيزى غير از اولويت نيست. ج ٢ ص ٢٢٢
(٢٢٤)
تكمله: آنچه كه در احيا معتبر است، به اختلاف آبادانىاى كه محيى آن را قصد نموده، مختلف مىباشد؛ پس آنچه كه در احياى موات جهت مزرعه يا باغ معتبر است غير آن چيزى است كه در احياى آن جهت مسكن و خانه معتبر مىباشد. و آنچه كه در احياى آن جهت قنات يا چاه معتبر مىباشد غير آن چيزى است كه در احياى آن جهت نهر معتبر است و به همين صورت. و در همه اينها برطرف كردن امورى كه مانع از آباد كردن است شرط مىباشد، مانند آبهاى غالب يا رملها و سنگها يا نى و درختها- اگر پوشيده از نى و درخت باشد- و غير آن. و هر كدام از اينها به بعضى