قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٢ - باب اول در احياء اراضى موات و مباحه
توانا شدن عذر نمىباشد، مگر با وجود اميد و توقع بر اينكه به واسطه حاصل شدن اسباب، تمكن پيدا شود. پس اگر در فرض گذشته، آن مدت بگذرد و به آباد كردن آن مشغول نشود حقش باطل مىشود و براى ديگرى جايز است كه قيام به آباد كردن آن نمايد. و اگر حاكمى كه قيام به اين امور كند نباشد، ظاهر آن است كه در صورتى كه در آبادى آن اهمال كرده باشد و مدت اهمال به طورى طولانى شود كه در عرف تعطيل حساب شود حقش ساقط مىشود، پس براى ديگرى جايز است كه آن را احيا كند و او حق جلوگيرى او را ندارد. و احتياط (مستحب) مراعات حق او است مادامى كه از مدت تعطيل و اهمال او سه سال نگذشته باشد. ج ٢ ص ٢٢١
ر. ك: ١٦١ مس ٣٢ ... اگر در آنها عملى ... (اثر احيا: امكان انتقال ملكيت ملك بعد از احيا و عدم امكان انتقال ملكيت آن قبل از احيا، ر. ك: ٣٤٨ قسمت چهارم).
(غصب حق تحجير ر. ك: ٣٠٨ مس/ ١)
س ٢٢- در روستاى ما مرسوم است كه براى تصرّف ساختمان، اطراف زمين را تپه خاكى درست كرده و يا خط كشى مىنمايند. شخصى علاوه بر اين رسومات، زمين را مسطّح كرده و به وسيله تراكتور گاوآهن زده و سنگ و خاك هم براى ساختن زمين در زمين ريخته است، آيا با انجام كارهاى فوق شخص مالك زمين محسوب مىشود يا خير؟
ج- حق اولويّت پيدا كرده ولى هنوز مالك نشده است و اگر حريم بوده اولويّت هم حاصل نيست. ج ٢ ف ص ٥٧٨- ٥٧٩
س ٢٣- زمينى موات در آبادى خودم در سال ١٣٥٥ خريدهام و در سال ١٣٥٦ دورش را ديوار كشيدهام آيا شرعاً مالك هستم يا خير؟
ج- مالك نشدهايد و با شرائط مقرّره حقّ اولويّت داريد. ج ٢ ف ص ٥٧٩
س ٢٤- زمين مواتى را پانزده سال قبل چهار نفر برادر به صورت تحجير- كه شرع براى مسلمانان ملكيّت مىدهد- آن را احيا كردند لطفاً بفرمائيد كه آيا چنين تحجيرى ملكيّت مىآورد يا خير؟