قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٣ - باب اول در احياء اراضى موات و مباحه
ج- قباله و سند اعتبار ندارد زمين موات بالاصل ملك شخص نيست و امر اينگونه اراضى مربوط به دولت اسلامى است. ج ٢ ف ص ٥٧٦
(١٢٩٠)
س ١٨- بعد از سال ١٣٤٢ كه اصلاحات ارضى صورت گرفت و زمينهايى كه ارباب و رعيتى بود به رعيتها واگذار گرديده در روستايى ما چند نفر بوديم كه يا زمين نداشتيم و يا كم داشتيم و در همين روستا قطعه زمينى بود كه هم باير بود و هم موات كه به درد اين روستا نمىخورد يعنى اگر زراعت آبى كاشته مىشد، آب وجود نداشت و اگر ديمى كاشته مىشد باز به علت سنگى و چاله بودن و غيره محصول نمىداد، زمين ذكر شده را ما شخم زديم و چالههاى آن را پر كرديم و آب درآورديم كه در حال حاضر باغ و يا مزرعه خيلى خوبى شده است آيا زمين مذكور اشكالى دارد؟
ج- اگر زمين از زمينهاى موات اصلى بوده و سابقه ملكيت نداشته و شما آن را به قصد مالك شدن احيا نموديد به شما تعلق دارد. ج ٢ ف ص ٥٧٦- ٥٧٧
س ١٩- زمينى است كه حدود ٢٥ سال قبل كشاورزانى در اين زمين كشاورزى مىكردند و تقريباً بيست سال بلاكشت و زرع مانده و به صورت موات درآمد و حدود پنج سال قبل شخصى با اجاره و اجازه از مالكين اولى و اصلى در زمين مزبور يك حلقه چاه عميق زده و زمين را احيا مىنمايد آيا زارعين بيست سال قبل كه در طول اين مدت زمين را ترك كرده بودند حقى در زمين احيا شده دارند يا خير؟
ج- اگر قبلا زارعين زمين را به احيا مالك شدهاند تا اعراض نكردهاند به ملكيت آنها باقى است. ج ٢ ف ص ٥٧٧
س ٢٠- چنانچه قسمتى از اراضى كه در اثر كمى آب قنات و بادهاى فصلى و نبودن وسائل فعلى (تراكتور و غيره) از استفاده افتاده و در وضع موجود مىتوان با سهولت آنها را قابل استفاده نمود اين قبيل اراضى در صورت تمايل عمران و آبادانى آن به مالك مىرسد يا به غير؟
ج- زمينهاى مذكوره اگر سابقه احيا ندارد و يا بعد از احيا مالك از آن اعراض نموده ملك كسى نيست و هر كس با شرايط، در احياء آن سبقت گرفت مالك مىشود. ج ٢ ف ص ٥٧٧- ٥٧٨