یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠١ - یادداشت رهبری در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٦٠١
٥. در مقاله ١٠ از سلسله مقالات «سیری در نهجالبلاغه» گفتیم که علی علیه السلام تصریح میکند که نظر خوارج مبنی بر اینکه قرآن کافی است و نیازی به حکومت و دستگاه مدیریت و رهبری نیست، غلط است. آنها میگفتند: لاحکم الّا للَّه، علی میفرمود:
کلمة حق یراد بها الباطل، نعم انه لا حکم الّا للَّهولکن هؤلاء یقولون لا امرة الّا للَّهو انه لابد للناس من امیر برّ او فاجر، یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر ...
دستگاه حکومت از آن جهت حکومت نامیده میشود که حافظ امنیت داخلی و خارجی است، مجری قانون است، و از آن جهت امامت نامیده میشود که مشتمل بر رهبری است، نیروها [را] بهحرکت درمیآورد و بسیج میکند و سازمان میبخشد و استعدادها را شکوفا مینماید.
در نهجالبلاغه تعبیر والی و رعیت هم آمده است که ظاهر ناظر به جنبه حفظ و رعایت است، آنچنان که در خطبه ٢١٤ آمده است: و اعظم ما افترض سبحانه من تلک الحقوق، حق الوالی علی الرعیة و حق الرعیة علی الوالی ...
٦. ایضاً در مقاله ١٢ از سلسله مقالات «سیری در نهجالبلاغه» گفتیم که احتیاجات بشر در آب و نان و جامه و مسکن خلاصه نمیشود. احتیاج انسان با یک کبوتر و با یک آهو از زمین تا آسمان متفاوت است. بشر یک سلسله نیازهای روانی دارد. لهذا برای یک حکومت که بخواهد طبیعی و محبوب و قابل تحمل باشد کافی نیست که برآورنده نیازهای مادی باشد، توجه به نیازهای انسانی و معنوی نیز لازم است. در رأس نیازهای معنوی این است که حکومت با چه چشمی نگاه کند به مردم: به چشم ابزارهای بیجان که ضمناً باید