یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - آینده دین (١) و (٢)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٥٣
این کره جالب در اختیارشان گذاشته بود حداکثر استفاده را بردند. این جریان قرنها وقرنها ادامه یافت. اقوام و نژادهای گوناگون بشری در گوشه و کنار جهان به شادی و خوشی و با استفاده از مظاهر طبیعت به زندگی خویش ادامه میدادند. با آنکه اکنون در باغ بهشت بسر نمیبردند، معهذا مطابق دستور خداوند بارور و کثیر میشدند و بر ماهیان دریا و مرغان هوا و سایر جانداران فرمان میراندند. آنها آنقدر با طبیعت و زندگی طبیعی نزدیک بودند که خود را جزئی از طبیعت میدانستند، بلکه طبیعت را به منزله یک الهه و مظهری از خداوند میدانستند ... چشمهسارهای زلال، رودخانههای باشکوه و تمیز، جنگلها و مراتع، منابع و معادن زیرزمینی، کوهستانهای مصفا، اقیانوسهای بکر و دست نخورده و حتی پدیدههایی چون رعد و برق و آتشفشان و زلزله، همگی مظهر و سمبلی از ذات خداوند به نظر آنها آمد ... این سیر طبیعی ادامه یافت و در خلال آن انسان رفته رفته متمدن میشد، با علم آشنا میگشت و آن را در خدمت خود و طبیعت به کار میبرد. انسان متمدن و دانشمند نیز چند هزارسالی از زندگی خود لذت برد و رفته رفته میکوشید از این کره زیبا و متعادل، بهشت دیگری برای خود ترتیب دهد که ناگهان خطایی دیگر مرتکب شد بس عظیمتر و وحشتناکتر، و به گمان من این خطا چیزی نیست جز انقلاب صنعتی. اگر آن انسانهای مغربزمینی که انقلاب صنعتی را بنیان گذاردند میدانستند دست به چه خطایی زدهاند، هرگز کار خود را به پایان نمیرسانیدند. با ارتکاب این خطای بزرگ ...