یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - مبنا و منشأ حس دینی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٢٠٩
ظاهراً بعضی غریزه را فقط و صرفاً عکسالعمل عرضههای مخالف میدانند، هر چند این مطلب درست نیست. به هر حال بحث در منشأ غرایز، خود بحث عمیق دیگری است که آیا خود غریزه مولود وضع و کیفیت ساختمان است یا عکسالعمل طبیعی پارهای اعمال و افعال است. پس تمام تمایلات در حال قوه و استعداد در فطرت انسان موجودند و با عرضه شدن، آن حس و غریزه بیدار میشود. یک حس فطری لازمهاش این نیست که اگر مثل حیبن یقظان ابن طفیل هیچ محرک خارجی وجود نداشته باشد از داخل متحرک شود، بلکه لازمهاش این است که همینکه بر او عرضه شد آن را مناسب با میل خود تشخیص دهد. حس جمال همین طور است، تا از خارج تقویت و تأیید نگردد بروز و ظهوری ندارد. سابقاً که علم جمال نبود مردم کمتر توجه میکردند به مظاهر جمال ولی امروز بیشتر حس میکنند، چون بهتر بر آنها عرضه میشود.
معنی مذکر بودن انبیا:
حس دینی نیز همین طور است. پیغمبران آمدهاند برای عرضه داشتن این غذای روحی.
معنی مذکریت:
معنای مذکر بودن پیغمبران همین است که موضوعی را که قوه و استعدادش و مایهاش در بشر هست به او یادآوری میکنند، یعنی در معرض توجه و ذهن او قرار میدهند [١] نه اینکه آن طوری که افلاطونیون و برخی قشریون ما میگویند واقعاً یک روزی بالفعل انسان متذکر بوده و بعد پرده فراموشی روی آن را گرفته و به وسیله پیغمبران و مذکرین آن پرده فراموشی عقب میرود و گذشته به یاد میافتد [٢]، نظیر داستانی که کسی فراموش کرده و
[١]. بعلاوه یک مطلب دیگر هم هست که به آن در کلمات [اولیا] توجه شده- همانطوری که در ورقههای فطرت و توحید گفتهایم و آن وجود عوایق و موانع و حجابهاست که کمتر مجال بروز و ظهور این حس را میدهد. به عبارت دیگر، این حس یک حس تعالی است و ضد تسفل است، رو به بالاست و ضد رو به پایین است، و انبیا کوشش میکنند این غبارها و موانع را برطرف کنند. پس انبیا دوکار مثبت و منفی در این زمینه میکنند.[٢]. به عبارت دیگر، آن چیزی که فطری است طلب دین و طلب حقیقت مقدس به منظور تسلیم و خضوع در برابر او و به منظور پرستش او و تسلیم در برابر اوست. لوازم اولیه دین، تقدیس و تسلیم و خضوع و پرستش است.