یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - دنیا و تمدن - مسأله هدف تمدن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١١٠
به زندگی نیست و لهذا از ضروریات اسلام این است که ترک کار، ترک تجارت و کسب، ترک تحصیل، ترک زراعت و کشاورزی و ترک دامداری غلط است.
اما در چگونگی زندگی. بعضی از چگونگیهای زندگی جنبههای مادی آن است که بر اساس یک سلسله مصالح معقول مربوط به خود زندگی است از قبیل ترک شراب، قمار، ربا، خدعه، گوشت خوک و غیره. این ممنوعات همه اساس معقولی دارد و طب هم خود ممنوعیتهایی دارد، زندگی اجتماعی هم ممنوعیتهایی از قبیل دزدی دارد، که البته به حساب پشت کردن به زندگی نباید گذاشته شود.
ولی بیشتر این چگونگیها جنبههای روانی دارد [١] از قبیل فلسفه زندگی [٢] و اینکه هدف زندگی و تمدن آیا پول و آنچه با پول به دست میآید باشد یا نه؟ اینجاست که فقط ادیان هستند که هدفهای روشن و معنوی و فلسفه صحیح برای زندگی عرضه میدارند. اینجاست که میلها را از بستگی و انحصار خارج میکنند و دشمن سکون و قناعت و رضایت و اخلاد نسبت به زندگی دنیا میشوند و اینجاست که مسأله توسعه شخصیت و تولدی دیگر رخ میدهد.
اینکه چگونه لذتهایی را جستجو کنیم مربوط به چگونگی است.
اینکه لذات مادی لذات انحصاری نیست و هم اینکه در عین لذةٌ فی غیرمحرَّم مشروع است مربوط به چگونگی زندگی است.
دیگر اینکه خود را جسماً و روحاً چه اندازه ببندیم به مادیات
[١]. یعنی مربوط است به عامل زندگی کننده نه به وسایل زندگی. پس از نظر اسلام به اصل زندگی نباید پشت کرد بلکه باید رو آورد و از نظر چگونگی زندگی تا آنجا که مربوط است به مادیات، مربوط است به وسایل زندگی که اسلام محدودیتهای معقولی طبی یا اجتماعی دارد و تا آنجا که مربوط است به عامل زندگی کننده نیز لازمه زندگی وتمدن است.[٢]. درباره فلسفه زندگی مطلب این است که دنیا برای انسان آفریده شده نه انسان برای دنیا و نه هیچ کدام برای هیچ کدام.