یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - دنیای مذموم یا دنیا از نظر دین
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٨٠
گفتهاند آنچه بد و مذموم است محبت و علاقه به دنیاست.
این توجیه اگرچه خیلی شایع است و مسلّم فرض شده، به نظر درست نمیآید، زیرا اولًا علاقهها و محبتهایی که آدمی به اشیاء و موجودات جهان دارد آیا طبیعی و فطری است یا مصنوعی و ساختگی است مثل علاقه پدر و مادر به فرزند و برعکس و علاقه به همسر و به پول و اسباب زندگی و خانه وسیع و احترام و محبوبیت و امثال اینها؟ بدون شک این علاقهها در نهاد و سرشت هرکس نهاده شده [١]. بنابراین همانطوری که از نظر اصل توحید، در بیرون از وجود انسان شر و مذموم وجود ندارد، در روح و قوای روحی نیز همینطور اگر بد میبود خلق نمیشد. همانطوری که در بدن، یک سلول، یک رگ ریز، یک استخوان کوچک، یک مو بدون هدف آفریده نشده، یک قوه و میل و غریزه هم بیهدف نیست؛ اینها نیز مانند اعضای بدن و مانند خورشید و ماه و ستاره و حرکات منظمشان از آیات حکمت الهی هستند، همانطوری که قرآن صریحاً میفرماید:
و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون [٢].
روی نظریه بدی خود اشیاء، راه حلی وجود ندارد، باید سوخت و ساخت. به قول ویلیام جیمز:
اشخاص بدبین چارهای ندارند جز اینکه مانند موشی که زیر تله جیرجیر میکند و یا خوکی که زیر تیغ ناله میکند، ناله
[١]. در اسفار، جلد ٣، صفحه ١٤١، مباحث عشق، تحت عنوان «واعلم ان العشق اقسام و المحبة متشعبة» از حکمت محبتها و عشقها بحث میکند. اصولًا فلاسفه در مباحث عشق، این عشقها و میلها را متوجه غایاتی میدانند. به قول وحشی:
یکی میل است در هر ذره رقاص | برد او را به سوی مقصدی خاص | |
رساند گلشنی را تا به گلشن | کشاند گلخنی را تا به گلخن | |