یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥١٣
است، تبدیل به شیء دیگر شدن است؟ از آن نظر که اسارت است و بستگی است مانع حرکت و تکامل و تعالی و موجب توقف و رکود است، و از آن جهت که موجب عبودیت و تذلّل و موجب تسلط شیء دیگر بر انسان و حکومت شیء دیگر است، انسان خصایص خود را از دست میدهد و در آن چیز استحاله میشود [١] و از خود بیگانه میگردد و دیگر خودش خودش نیست، آن چیز است و این آن چیز شدن چون تبدیل واقعی نیست و تبدیل ذهنی و فکری است که خود را آن چیز میپندارد و نوعی اتحاد عاقل و معقول میشود واقعاً خود آن چیز نمیشود، مثلًا طلادوست ذهناً و فکراً طلا میشود و خود را طلا میپندارد و واقعیت در ذهنش جای واقعیت خودش را میگیرد.
خودآگاهی:
همیشه خود را در بیداری و رؤیا غرق در او میبیند، طبعاً «خودآگاهی» را از دست میدهد، از خود غافل میشود و به او آگاه میگردد، مصداق «ابنی ان من الرجال بهیمة فی صورة الرجل السمیع المبصر، فطن بکل رزیة من ماله و اذا اصیب بدینه لم یشعر» میباشد که نهایت آگاهی را درباره غیر خود دارد و نهایت غفلت از خود، نهایت شناسایی درباره غیر خود و نهایت بیخبری درباره خود، برای اینکه او را خود میپندارد. و لهذا از جنبه احساسات نیز از بین رفتن آن محبوب و آن بت، جدا شدن عضوی اصیل از خود است و خودکشی است. فرضاً الاغش، گاوش بمیرد خودکشی میکند، زیرا خود او قبلًا مرده است و درست گفت آن که گفت: پول است نه جان است که آسان بتوان داد.
به هر حال این آن چیز شدن چون تبدیل واقعی نیست، واقعاً انسان پول یا الاغ نمیشود، خاصیت سکه را ندارد و قابل تبدیل به یک کالا نیست و خاصیت الاغ را هم ندارد و بارکشی نمیکند، مصداق بل هم اضلّ است. از این نظر آن چیز دیگر مثلًا طلا یا اسب یا الاغ- که خودش برای خودش چیزی است و مفید است و برای
[١]. رجوع شود به نمره ٣٩، سخن علمای قدیم هند به نقل ابوریحان.