دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٤ - قبة الارض
شخص به مقدار آن مى رود كه از زمين حصه وسط آفتابست حساب آن تقاضا كند كه مبلغ آن تفاوت به نسبت با شخص مقيم بمقدار يكشبانروز باشد , و به نسبت با مشرقى و مغربى به مقدار دو روز . پس سبب آن كه يك سال شمسى در حق سه شخص مختلف شود معلوم شد . و اين مسئله از غرائب و نوادر مسائل است]( .
اين بود عبارت مسعودى كه نقل كرده ايم . قوله( : و فرض كنيم كه در نصف النهار آن روز آفتاب به اول حمل تحويل كرده بود) اين فرض فقط براى تسهيل در تصور مسئله است , و گرنه بيان مذكور در اجزاى ديگر منطقة البروج نيز متمشى است .
قوله( : و راست بر خط مشرق و مغرب رفته باشند) يعنى بر يكى از مدارات يومى كه آن را طلوع و غروب بوده باشد و از دو سوى رفته باشند .
قوله( : حصه وسط آفتاب باشد) حصه وسط آفتاب در شبانه روز به محاسبه رصدى زيج بهادرى ٤٩ بعه ١٩ لثه ٨ نيه ٥٩ قه است و مقدار وسطى در مقابل مقدار حقيقى است كه بحث آن را به تحقيق و تفصيل در پيش داريم , و اكنون به همين حد اكتفاء مى كنيم .
قوله( : و امروز روز آذينه است) آذينه با ذال ثخذ همان آذينه با دال ابجد به معنى جمعه است . اين رباعى از خواجه نصيرالدين طوسى در فرق ميان دال و ذال فارسى است :
آنان كه به فارسى سخن مى رانند *** در معرض دال ذال را بنشانند
ما قبل وى ار ساكن جز واى بود *** دال است و گرنه ذال معجم خوانند
پس در دو صورت حرف( د) معجمه باشد , و در دو صورت مهمله , يعنى :
اگر ما قبل( د) يكى از حروف( واى) بود و آن حرف ساكن باشد , ذال معجمه است مانند دوذ , داد , ديذ .
و اگر ما قبل آن يكى از حروف جز واى بود و آن حرف متحرك بود باز ذال معجمه است مانند ايزذ , آمذ , كالبذ , باشذ .
و اگر ما قبل آن يكى از حروف واى باشد و آن حروف متحرك باشد دال مهمله