دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢١٢ - قبة الارض
يك شخص سيصد و شصت و چهار روز و ربعى , و در حق يك شخص سيصد و شصت و شش روز و ربعى . و بيان اين سخن ها بدانست كه ما سه شخص فرض كنيم كه به يك موضع جمع شده باشند در يك وقت معين , و فرض كنيم كه در نصف نهار آن روز آفتاب به اول حمل تحويل كرده بود و آن روز اول سال شمسى بود , پس اتفاق افتد كه در نصف النهار آن روز در وقت آن كه آفتاب به حمل تحويل مى كند يك شخص از آن سه شخص بسوى مشرق رود , و يك شخص بسوى مغرب , و شخص سيم هم بر جاى خويش مى باشد , و اين هر دو شخص كه برفته اند به يكبار رفته اند و راست بر خط مشرق و مغرب رفته باشند , و هر روزى هر يكى چندان برود كه از دور زمين حصه وسط آفتاب باشد , پس بر توالى روزها هر يكى بدين مقدار كه گفتيم برفتند , و با هر يكى جريده و روزنامه باشد هر روزى كه نو گردد بر آن روزنامه نشان كنند تا تاريخ رفتن آن نزديك آن شخص سوم كه آن موضع معين نبشته باشد تا آن حساب مضبوط بود , و چون زمين كره شكل است لابد آن كس كه به جانب مشرق رفته باشد از جانب مغرب بدان موضع كه از وى رفته باشد باز رسد , و آن كس كه به جانب مغرب رفته باشد از سوى مشرق بدان موضع كه روى رفته باشد باز رسد , و چون هر يكى هر روزى همچند آن ديگر مى رود و به يكبار از آن موضع رفته باشند و هيچ كس در راه هيچ روز به منزلى قرار نگرفته باشند , شك نيست كه هر دو به يكبار بدان موضع باز رسند , اكنون اتفاق افتاد كه به يك بار بدان موضع به نزديك آن شخص ثالث باز رسيدند , و آن روز كه برسيدند آفتاب به حمل تحويل كرده بود و سال نو مى باشد . پس اين يك شخص ساكن ايشان را گفت كه چند روز است تا شما از اين جايگاه برفتيد ؟ اين كس كه بسوى مشرق رفته بود گفت مدت غيبت ما سيصد و شصت و شش روز است و امروز بدين حساب كه ما از اينجا برفته ايم روز شنبه است . و اين كس كه به جانب مغرب رفته بود گفت چنين نيست بلكه مدت غيبت ما سيصد و شصت و چهار روز است و امروز روز پنجشنبه است . و اين شخص مقيم گفت چنين نيست و شما هر دو غلط مى كنيد كه مدت غيبت شما سيصد و شصت و