دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣١٦ - حركت و سكون ارض
فرموده است . و نظر ما از نقل آن چند مطلب است يكى اين كه پيشينيان قائل بحركت وضعى و انتقالى زمين بوده اند , و كپرنيك و گاليله بدان متفرد نبوده اند . و مطلب دوم اين كه مهندسان و علماء هيئت اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مساحيه است كه موضوع بحث درس قبل بوده است . مطلب سوم آن كه حركت و سكون ارض يك مسئله طبيعى است و اثبات هر يك از آن دو و رد ديگرى بافكار و انظار طبيعيين فلاسفه منوط است . مطلب چهارم اين كه عقيدت بر حركت زمين سخت استوار است . مطلب پنجم كه موضوع بحث ما در اين درس است و آنرا از نظر و فكر دانشمندان هيوى اهميت بسزا است بلكه يكى از اصول مسائل هيوى است و در اهميت همسنگ موضوع درس قبل است , اين كه : حركت مرئيه را چه از ارض دانند و چه از سما شناسند در هر حال بصناعت ايشان زيان نمى رساند .
هيوى بايد در مرصد , زمين را ساكن فرض كند آنگاه حركات كواكب را بر گرد زمين , با آلات رصدى بدست آورد . مثلا آفتاب از افق مقدارى برآمده است و ما مى خواهيم ارتفاع آن را در آنگاه بدانيم , و يا قوسى را كه از مطلع آن تا آنگاه پيموده است كه در اصطلاح اين فن آنرا( دائر) گويند ( زيج بهادرى ص ٨٥ ) بدست آوريم تا بدانيم كه بحسب ساعت زمانى چه مقدار از روز برآمده است , اسطرلاب را مثلا در دست مى گيريم و مقدار قوس ارتفاع يا دائر را از افق زمين ساكن مفروض تحصيل مى كنيم , كه در هنگام عمل بايد زمين را ساكن فرض كنيم . اين يك مطلب هيوى است دخلى به مسئله طبيعى آن ندارد كه آيا واقعا زمين ساكن است يا متحرك .
كلوديوس بطليموس اسكندرى صاحب مجسطى كه در قرن دوم ميلاد ميزيست و كتاب مجسطى او هنوز كتاب نهائى تدريس و تعليم در فن هيئت و دستور اعظم در اين فن است , در فصل هفتم مقاله اولى مجسطى بتحرير خواجه طوسى گويد :
و قد ظن قوم ان الارض متحركة بالاستدارة حول محور الحركة اليومية من المغرب الى المشرق , و نسبوا الحركة اليومية اليها وحدها على تقدير كون السماء غير متحركة على تقدير كون السماء غير متحركة على