دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٢٣ - اختلاف منظر و انكسار نور
على سمت الدخان الى طرفه الاخر و هو المسمى بالشهاب , فاذا استحالت الاجزاء الارضية نارا صرفة صارت غير مرئية لعدم الاستضائة فظن آنها طفئت فليس ذلك بطفوء .
يعنى دود كه اجزاى خشك خرد خاكى آميخته با هوا است , چون كسب حرارت كرده است از بخار كه اجزاى خرد آبى آميخته با هوا است بالا مى رود , زيرا كه خشك از جهت امساك و اجتماع اجزايش , بيشتر كيفيت فعليه اش را حفظ مى كند و سخت نگهدار آنست , پس چون به جو اقصى كه حار بالفعل و مجاور قريب به كره نار است رسيده است نخست طرف بالاى آن آتش مى گيرد , سپس شعله در او مى دود تا آخر آن را فرا مى گيرد كه اشتعالى ممتد بنام شهاب ديده مى شود , پس چون اجزاى ارضى آتش خالص شده است ديده نميشود و گمان مى رود خاموش شده است .
اينك بهمين اندازه در اينگونه مسائل طبيعى كه بحثى استطرادى است اكتفا مى كنيم . مراجعه بفصل ياد شده شفاء و فصول نمط مذكور اشارات , و سؤال و جواب بيرونى و ابن سينا كه در شرح حال ابوريحان بيرونى لغت نامه دهخدا نيز مرقوم است , براى آشنايى بيشتر در اين مطالب طبيعى مطلوبند .
اين درس بپايان برسيده است و روا هست *** كاكنون بسوى درس دگر روى نماييم