دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٦٣
بان يكون تماسها اياها على نقطة معينة كانت هى نقطه تماسها مع الافق عند طلوع اول تلك القوس فكان هذه العظيمة المماسة هى بعينها الافق يتحرك مع هذا المدار بحيث لاتبدل نقطة تماسه معه .
يعنى من مى گويم كه دائره عظيمه مار به اول قوس مطالع و مماس به اعظم ابدى الظهور ممكن است كه دو دائره عظيمه آنچنانى بوده باشند كه يكى از نقطه شرقى دائره نصف النهار مماس اعظم ابدى الظهور شود , و ديگرى از نقطه غربى آن , زيرا كه امكان دارد از هر نقطه فلك بروج دو عظيمه اخراج شود كه هر يك با يكجانب اعظم مدار ابدى الظهور مماس شود , و آنگاه ناچار آندو عظيمه با معدل در دو نقطه تقاطع مى كنند و در اين صورت قوس مطالع متعين نمى گردد . پس براى تعين قوس مطالع , بايد آن عظيمه مماس با اعظم ابدى الظهور مقيد شود به اين كه تماس آن را اعظم ابدى الظهور بر نقطه معينى كه نقطه تماس اعظم ابدى الظهور با دائره افق هنگام طلوع اول قوس مطالع است بوده باشد , كه با حفظ اين قيد , آن عظيمه مماس با اعظم ابدى الظهور گويى دائره افق است كه با طرف قوس مطالع متحرك است و نقطه تماس آن را اعظم مدار ابدى الظهور ثابت است .
اين بود آنچه را كه مى خواستيم از بيرجندى براى روشن شدن تعريف مطالع آفاق مائله كه با قوسى از منطقة البروج منحصر مى شوند ميان افق و دائره عظيمه اى كه باول قوس از بروج گذرد و مماس اعظم دوائر ابدى الظهور شود , كه در عبارت قوشچى گذشت نقل كنيم . حالا به بيان عبارات ديگر قوشچى در تعريف مطالع و طوالع مى پردازيم :
قوله( : و در خط استواء هر ربعى كه متحدد بود بدو نقطه از چهار نقطه , دو نقطه اعتدال و دو نقطه انقلاب , با ربع از معدل طلوع كند) .
در اوائل همين درس به بيان آن اشارتى شده است در اين شكل ( ش ٦٩ ) ا ب ح معدل النهار , و د ب ه منطقة البروج , و ب نقطه اعتدال , و ا د ح ه دائره افق استوائى كه در اين فرض نقطه اعتدال بر سمت راس است و دائره افق از قطب معدل و منطقه هر دو مى گذرد , و ان شئت قلت كه دائره افق با دائره ماره