دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٠٧ - اختلاف منظر و انكسار نور
الشمس بين اوج القمر و مركز تدويره دائما , فجعل ماله ربط واحد معها فى جهة , و ماله رباطات فى جهة اخرى .
حاصل عبارت بيرجندى اين كه ترتيب بين افلاك ستاره دار را به دو طريق تحصيل كرده اند يكى بطريق كسف , و ديگر بطريق اختلاف منظر . اما بطريق كسف ترتيب بين قمر و متحيره و ثوابت را بدست آورده اند , و همچنين ترتيب بين قمر و شمس را , ولى حال شمس با سائر كواكب يعنى غير قمر بطريق كسف معلوم نمى گردد زيرا كه در وقت اقتران با شمس در تحت شعاع آن محترق اند و بصر از ادراك آنها عاجز .
اما بطريق اختلاف منظر معلوم شده است كه قمر تحت شمس و علويه و ثوابت فوق آنند زيرا كه اختلاف منظر قمر را بيش از اختلاف منظر شمس يافته اند , و ديده اند كه در كواكب علويه و ثوابت اختلاف منظر منتفى است . اما در نسبت شمس با زهره و عطارد علاوه بر آن كه بطريق كسف معلوم نمى شود بدان سبب كه گفته آمد , بطريق اختلاف منظر هم معلوم نمى گردد زيرا كه آلت ذات شعبتين كه بدان اختلاف منظر تحصيل مى شود بايد در سطح نصف النهار منصوب گردد تا هنگام رسيدن كوكب به دائره نصف النهار كه بادائره ارتفاع متحد مى گردد قوس اختلاف منظر آن را بتوان معلوم كرد , و لكن رؤيت كوكب گاه رسيدنش بدائره نصف النهار در شب ميسور است , و حال اين كه هر يك از زهره و عطارد از شمس چندان دور نمى شود كه گاهى شمس در تحت افق باشد آن دو بر دائره نصف النهار فوق افق بوده باشند تا در شب افتند و مرئى گردند . لذا قاضى زاده رومى در شرح ملخص چغمينى بدنباله عبارتى كه در همين مطلب از وى نقل كرده ايم گويد :
و بقى الثانى ( يعنى كون الشمس فوق فلك الزهرة ) بل كونها فوق عطارد ايضا مشكوك فيه الى هذا الاوان فان الالة التى يستعمل بها اختلاف المنظر و هى ذات الشعبتين تنصب فى سطح دائره نصف النهار و هما عند و صولهما اليها غير مرئيين فى معظم المعمورة التى بنيت الارصاد فيها لان الزهرة لا تبعد عن الشمس اكثر من سبع و اربعين درجه ,