دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣١٢ - هيئت مجسم
چنان كه افق در ملكوت اعلى بكار رفته است قوله سبحانه : و هو بالافق الاعلى ثم دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى . ( النجم ٨ ١٠ )
چه بهتر كه عبارت مثل جامع بهادرى را بر صدق دعوايم و حقانيت مدعايم شاهد آورم , وى پس از آن كه تصوير حركت و اوضاع شمس را نسبت به كره ارض بر مبناى فلك مجسم , تقرير كرده است فرموده است كه :
( واضح باد كه اين هيئت فلك مجسمه شمس كه مبين شد , نظر بر تصور مبادى حركات است , چه تصور حركت موقوف است بر تصور جسم يعنى اول تصور اجسام كروى نمايند و از حركت آن تشخيص مناطق كنند , و حركت مركز كوكب را منوط بحركت منطقه دارند , و اين چنين هيئت را هيئت مجسمه خوانند , و در آن شائبه از علم طبيعى هم باشد , و محض از علوم رياضيه نبود . و اگر اقتصار بر دوائر كنند كه مدارات محسوسه حركات مراكز كواكب و افلاك اند , و ببراهين خطوط اثبات مقررات اين علم كنند , در اينصورت اين هيئت را هيئت غير مجسمه نامند و علمش محض رياضى باشد . بلكه اگر ادنى تامل كنند بدانند كه حين اجراى برهان , مقررات هيئت مجسمه هم غير مجسمه مى شود , لهذا بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم ننموده است , و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است) . ( ص ٥٧٤ ط ١ هند )
اين بود عبارتى كه از جامع بهادرى نقل كرده ايم , و به چند جمله آن بايد خيلى دقت داشت : يكى اين كه گفته است در هيئت مجسمه شائبه از علم طبيعى هم باشد و محض از علوم رياضيه نبود و اين مطلب همانست كه از خفرى شنيده اى و كان له عرق من العلوم الطبيعيه التى موضوعها الجسم الطبيعى من حيث الحركة والسكون , و ديگر اين كه گفته است بلكه اگر ادنى تامل كنند بدانند كه حين اجراى برهان مقررات هيئت مجسمه هم غير مجسمه ميشود , و اين مطلب خيلى شيرين است , و بخصوص جمله اخير كه گفته است لهذا بطليموس در مجسطى اصلا التفات به تجسيم ننموده است و محض بر دوائر و اوتار ابتناى اين علم داشته است .