دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٦٩ - افلاك كلى و جزئى
مشاهده نكرده بودند . و پنج ستاره ديگر هم مانند خورشيدند , و آنرا حركت ممثل گفتند يعنى مثل ثوابت در بيست و چند هزار سال دورى طى مى كنند , و در هيئت جديد فرنگى نيز اين مشهود است و در جداول زيج ضبط كرده اند .
ديگر مشاهده كردند كه پنج ستاره متحيره كه در قرآن كريم بنام الخنس الجوار الكنس آمده است در هنگام حركت گاه مى ايستند , و پس از مدتى توقف از همان راه كه آمده اند برمى گردند , و باز توقفى مى كنند و براه مستقيم خود مى روند , و از اينجهت آنها را متحيره گفتند , و اختلاف آنها را حركت تدوير گويند , و در هيئت فرنگى آنرا نسبت به آميختن حركت زمين و متحيره مى دهند . افلاك و مداراتى كه براى نظم اين حركات لازم شمردند نه فلك كلى است , و هر يك از هفت فلك بچند فلك ديگر تجزيه مى شود : مثلا فلك چهارم كه فلك خورشيد است يك فلك كلى است و بدو قسمت تجزيه ميشود . و فلك پنجم كه فلك مريخ است , و ششم كه از آن مشترى است , و هفتم كه از آن زحل است هر يك سه قسمت مى شوند . و فلك عطارد و ماه هر يك به چهار فلك .
و منجمين فرنگستان بى آنكه آسمان جسمانى ثابت كنند اين مدارات و حركات را انكار ندارند , و بالجمله نتيجه وجود افلاك را معتقدند و اصل آنرا منكر , مانند كسى كه مى بيند قطعه ابراز پيش مرغ پرنده دور مى شود نمى داند حركت ابر است يا پرنده .
و مجموع اين افلاك نه گانه پس از تجزيه بيست و چهار فلك مى شوند : قمر و عطارد هر يك را چهار فلك , و زهره را سه , و خورشيد را دو فلك , و هر يك از سه كوكب ديگر را سه فلك , و با اضافه هشتم و نهم بيست و چهار مى شود , و ترتيب آنها چنانست كه در اين شعر :
قمر است و عطارد و زهره *** شمس و مريخ و مشترى و زحل
و شماره ستارگان ثوابت غير محصور است و آنچه رصد كرده يعنى جاى آنرا در آسمان معين كردند هزار و بيست و چند است . فلك جوزهر قمر فلكى است كه دو نقطه كسوف و خسوف معروف بعقده راس و ذنب را در هيجده سال و چند ماه