دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٩ - تحصيل عرض بلد
نامهاى سيستان است و نامهاى ديگر او , زاول و زرنگ است . سيستان را به تعريب سجستان گويند . نامهاى سيستان و وجه تسميه آن بدان نامها در كتاب تاريخ سيستان ( ص ٢١ ٢٤ ط ١ ) كه از كتب كهن تاريخ است بيان شده است . در كتب فن نيمروز بمعنى سيستان بسيار آمده است , و بايد بقرينه مقام تميز داده شود , در تاريخ سيستان گويد :
[ اما نيمروز دو قول گويند : يكى آن كه خسروان را در سالى يكروز بودى كه داورى يكساله را مظالم كردندى آن همه جهان به نيمروز راست گشتى , و مظلومان سيستان را جداگانه نيمروز بايستى بدين سبب نيمروز نام كردند .
و بوالفرج بغدادى ( ابوالفرج قدامة بن جعفر الكاتب البغدادى صاحب كتاب الخراج و صنعة الكتابة ) گويد نه چنين است : اما حكماء عالم جهان را بخش كردند بر آمدن و فرو شدن خورشيد به نيمروز , و حد آن چنان باشد كه از سوى مشرق از آنجا كه خورشيد به كوتاه ترين روزى برآيد , و از سوى مغرب از آنجا كه خورشيد بدرازاترين روزى فرو شود و اين علم به حساب معلوم گردد , و اين جمله را به چهار قسمت كرده اند : خراسان و ايران ( خاوران ) و نيمروز و باختر , هر چه حد شمالست باختر گويند و هر چه حد جنوبست نيمروز گويند , و ميانه اندر به دو قسمت شود هر چه حد شرقست خراسان گويند , و هر چه مغربست ايرانشهر] .
و در صفحه ٣٩٣ تاريخ ياد شده گويد : روز سوم رجب سال ٦١٠ ه . تمامى ملك سيستان بر خداوند يمين الدين بهرامشاه بن حرب قرار گرفته , ابونصر فراهى سجستانى صاحب نصاب صبيان , چند بيت در مدح وى گفته است كه اين چهار بيت از آن جمله است :
شه نيمروزى و در روز ملكت *** خجسته هنوز اول بامداد است
درين حرب كاندر قهستان نمودى *** جهانى پر از عدل و انصاف و داد است
بمان در جهان تا جهانرا طراوت *** ز آب و زآتش زخاك و زياد است
نماند فراموش بر ياد خسرو *** ثناء فراهى اگر هيچ ياد است
فراه ولايتى از خراسان بين هرات و سيستانست , و فراهى منسوب بانست . و قهستان مخفف قوهستان معرب كوهستانست . در جمع نيمروز و روز و اول بامداد ,