دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٠١ - اختلاف منظر و انكسار نور
نمى گردد زيرا كه بنزديك شدن آنها بشمس در تحت شعاع آن قرار مى گيرند و ديده نمى شوند , پس اول را يعنى بودن شمس تحت علويه را بطريقه اختلاف منظر بدست آورده اند چه اين كه علويه را اختلاف منظر نيست , و شمس را اختلاف منظر هست , پس علويه بايد فوق شمس بوده باشند . مانده است مطلب دوم كه شمس فوق فلك زهره باشد الخ .
پوشيده نماند كه عبارت قاضى زاده رومى , فقط در نسبت شمس با مريخ است كه گفت( : بقى الامر فى كون فلك الشمس تحت فلك المريخ) . . . و ما آنرا به نسبت شمس با علويه ترجمه كرده ايم بدينجهت كه مقصود قاضى زاده اين است كه مريخ را بعنوان مثال آورده است نه حصر , چنانكه در عبارت نخستين گفته است : مريخ كاسف مشترى و مشترى كاسف زحل است , پس سخن از فلك شمس در زير فلك مريخ بودن , در حقيقت سخن از فلك شمس در زير افلاك علويه بودنست .
نكته ٦٦٧ هزار و يك نكته در ذكر آلات رصدى قدماء است كه در حدود بيست و شش قسم آنها را در آن نكته آورده ايم , و برخى از آلات رصدى ديگر نيز از قدماء يافته ايم كه بايد بر آنها افزوده شود , و سخن ما در صدر نكته مذكور اين است :
ابو على حسن مراكشى كتابى در وصف آلات رصدى به نام( جامع المبادى و الغايات) تصنيف كرده است كه نصف اول آن بفرانسه ترجمه شده است و به چاپ رسيده است . نگارنده نه توفيق تحصيل خود كتاب جامع را تا كنون يافته است , و نه مترجم بفرانسه آنرا . و آلاتى را كه در اين نكته نام برد ساليانى دراز آنها را در كتب مربوطه يافته است كه هر يك را با ذكر ماخذ آن بطور اختصار معرفى مى كند كه براى اهل فن بسيار مفيد است تا اگر فرصتى دست داد هر يك را شرح و تفسير كند . الخ .
يكى از آن آلات كه اختلاف منظر كوكب را بدان رصد و معلوم مى كردند( آلت ذات الشعبتين) است . شماره سوم نكته مذكور هزار و يك نكته در ذكر اين آلت