دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٦١ - افلاك كلى و جزئى
كه مردم از شر وسواس پناه به خدا برند . و خناس صفت وسواس است . وسواس و وسوسه هر دو مصدر باشند و اين حديث النفس باشد به چيزى كه مانند آوازى پوشيده باشد . در حديث است كه( ان الشيطان يجرى من ابن آدم مجرى الدم ) شيطان با فرزند آدم مانند خون است روان در همه اعضاى او . و هم در خبر است كه چون فرزند آدم ذكر خدا كند شيطان واپس مى رود و معنى خناس اين است . هر كس در هيجان غضب و شهوت ملاحظه كرده است كه حركت عقلائى نمى كند مانند قتل نفس و دشنام به بزرگان دين و دنيا و زنا با زنى كه شرها بدنبال دارد , و اگر ياد خدا كند و عقل بكار بندد البته متوجه زيان آن خواهد شد و از آن كار زشت پشيمان خواهد گرديد . هيجان اول بسبب وسواس شيطان است , و پشيمانى معلول واپس رفتن او .
فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس , سوگند نمى خورم بستارگان رجعت كننده مستقيم رونده و مخفى شونده . نفى سوگند براى تاكيد است و معنى آن كه سوگند مى خورم چنان كه در فارسى گويند بجان تو نباشد .
و اما ستارگان راجع كه به چشم ديده مى شود پنج اند : عطارد , زهره , مريخ , مشترى زحل . يعنى همه سيارات غير ماه و خورشيد , و آنها را خمسه متحيره مى نامند . و سه ستاره ديگر كه بوسيله دوربين يافته اند : اورانوس , نپتون , فلوطن , نيز در اين صفت با آن پنج سياره اول شريكند . و رجعت بدين معنى است كه هر يك مانند ماه و خورشيد از حمل بثور و از ثور بجوزا و همچنين بتوالى بروج مى روند , آنگاه يك يا چند روز در يكجا مى ايستند , آنگاه از همان راه كه آمده بودند باز بر مى گردند از ثور بحمل مى آيند , و بار ديگر براه مستقيم اول مى افتند و همچنين , اما چون مستقيم رفتنشان بيش از رجعت است همه دوره را طى مى كنند از ثور بجوزا از جوزا بسرطان بهمين ترتيب . اين تفسير از حضرت امير المؤمنين عليه السلام مرورى است , و علت اين تحير در علم نجوم قديم و جديد مذكور است ( ص ٢٤٢ ط ١ )
تبصره :
مختار ما در بيان كريمه ياد شده ( فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس ) آن