دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٤٨ - افلاك كلى و جزئى
نامش فلك التدوير و زمين اندر وى نيست , و ليكن جمله تدوير زبر ما بود و ستاره متحير بر محيط او همى گردد . چون بزبرين پاره او شود حركت او سوى مشرق بود , و چون بزيرين پاره او شود حركت او سوى مغرب ديده آيد , هر چند كه او بذات خويش گردش تمام همى كند و بجنبش از دائره جدا نشود , و ليكن فلك تدوير نيز سوى مشرق همى رود . پس چون بپاره زبرين بود رفتن ستاره و رفتن فلك تدوير هر دو سوى مشرق بيك جاى گرد آيند و ستاره اندر مستقيمى زود رو باشد . و چون بپاره زيرين بود جهت هر دو حركت مخالف يكديگر شوند تا آنگاه كه فلك التدوير راست سوى مشرق باشد و ستاره را با خويشتن زانسو برد و آنگاه تنئه ستاره راست بديدار سوى مغرب باشد . اگر كمتر بود كه از حركت تدوير كاهش شود اندر وى , و ستاره از بهر آن دير رو گردد . و اگر از حركت تدوير بيشتر باشد فضل ميان هر دو بازگشتن شود , ازيراك آنچ بقصاص اوفتد يكى پيش رفتن بود و ديگر از پس رفتن . چون راست برابر اوفتد افزونى كه نمايد از آن حركت بود كه سپس رفتن است , و ناچار بازگشتن بود .
و چون هر دو حركت برابر باشد ستاره مقيم شود و او را از جاى جنبيدن و رفتن نبود . و اين مقيمى باول رجوع باشد و باخرش , و ستاره را آنوقت مقيم خوانند هم مقيم رجوع را و هم مقيم استقامت را و اين صورت اوست . ش ٣٨ ( ص ٧٩ ط ١ ايران )
اين بود عبارت بيرونى . آن كه فرمود( جمله تدوير زبر ما بود) يعنى بيرون از