دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٤٧ - افلاك كلى و جزئى
چون هنوز حركت مركز كوكب بتواليست كوكبرا مستقيم گويند كه تا بحدى كه حركت تدوير بخلاف توالى با حركت حامل بتوالى مقاومت كند و كوكب چند روز چنان نمايد كه بيجا ايستاده است و در اينحال كوكبرا مقيم گويند , و بعد از اين حركت تدوير بخلاف توالى زياده آيد از حركت حامل بر توالى و كوكب بمقدار فضل حركت تدوير بخلاف توالى بر حركت حامل بر توالى حركت كند و در اينحال كوكب را راجع گويند , و بعد از اين هر چند بحضيض نزديكتر شود حركت او در رجعت سريع تر شود تا بوقتيكه كوكب بحضيض رسد و آنجا غايت سرعت او باشد در رجعت , و چون از حضيض گذرد در رجعت بطؤ پيدا كند و تا رود بطيى ءتر باشد تا آنگاه كه مقيم شود , و بعد از آن مستقيم شود و تا رود در استقامت سريع تر باشد تا باز بذروه رسد و بحالت اولى عود كند .
و از آنچه گفته ايم معلوم ميشود كه كوكب در يك دوره تدوير دوبار مقيم شود : يكى بعد از استقامت و پيش از رجعت و اين موضع را از تدوير مقام اول گويند , و ديگر بعد از رجعت و پيش از استقامت و اين موضع را از تدوير مقام ثانى گويند ](
اين بود عبارت فارسى هيئت قوشچى در بيان استقامت و اقامت و رجعت .
پس خلاصه سخن اينكه چون حركت نصف اعلاى تدوير متحيره كه ذروه مرئى در منتصف اوست مانند حركت حوامل آنها بتوالى است , تا كوكب بحركت مجموع تدوير و حامل بسوى مشرق رود مستقيم است و تا بتوالى رود مستقيم است . و چون هر دو حركت با هم برابر شوند مقيم گردد . و باز چون حركت تدوير بخلاف توالى بر حركت حامل به توالى فزونى يابد و آن وقتى است كه كوكب در اسفل تدوير بود راجع بود و تا چنين است راجع بود . و بعد از آن باز چون هر دو حركت باهم برابر شوند باز مقيم گردد . باز نوبت استقامت رسد , و پس از آن اقامت و بعد از آن رجعت و سپس اقامت و هكذا . بدين صورت ( ش ٣٨ ) كه ا ب ح فلك حامل يكى از متحيره بوده باشد .
اما عبارت نغز تفهيم بيرونى :
چرا ستاره از حركت خويش دست باز دارد و باز گردد ؟ او را فلكى است خرد و