دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٥٥
مى شود تا به ربع دور مى رسد . پس نقطه اى از منطقة البروج مثلا آخر حمل در عرض شمالى كه از افق مشرق طلوع مى كند در عروض ديگر شمالى بيش از آن , بتدريج درجات بعد از حمل بتوالى از افق طلوع مى كند كه قوس سعه مشرق نيز بتدريج فزونى مى يابد و مدار يومى كوكب بيشتر مى گردد . مثلا در ش ٦٧ ا ب معدل النهار بر قطب ح , و د ب منطقة البروج بر قطب ه , و ب نقطه اعتدال , و ح ب دائره ميل , و هر يك از د اح ط و ر از آفاق مائله , و ب ر مطالع قوس ب و , و ب ط مطالع قوس ب ح , و ب ا مطالع قوس ب د . اعتراض بيرجندى بر خرقى اعنى صاحب تبصره اين است كه تعريف شما مطالع را كه قوسى است محصور ميان دائره افق و دائره ميلى كه باول آن قوس گذرد بر هر يك از قوسهاى ب ر ب ط ب ا صادق است كه مطالع قوس ب و بوده باشند , پس لازم آيد كه قوسهاى مطالع ياد شده به يك مقدار بوده باشند و اين نادرست است .
پس از آن بيرجندى گفته است( : با اين كه چنين نيست چنانكه استقراء جداول مطالع بروج بدان شاهد است) اين مطلب همانست كه در همين درس پيشترك نقل كرده ايم كه مثلا در زيج بهادرى از ص ٢٣١ تا ص ٣٦٤ مطالع آفاق مائله را بعرض يك يك درجه تا عرض سو لح قه كه تمام ميل كلى است . بتفصيل آورده است , و حتى مطالع دو عرض قريب بهم با يكديگر مساوى نيستند .