دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٥٤
ابدى الخفاء گردد و هم در نقطه تماس تقاطع با افق كند , و تقاطع آن از اين دو نقطه تماس متبدل نمى شود .
مناسب است كه از شرح بيرجندى بر تذكره خواجه مطالبى را نقل و ترجمه كنيم , و بعضى از توضيحات در پيرامون گفتارش تقديم بداريم , عبارتش اين كه :
اعلم ان مطالع القوس التى لاتكون نصفا فى خط الاستواء محصورة بين دائرتى ميل احديهما افقهم , اعنى يكون ما بينهما من المعدل مطالع لما بينهما من البروج .
يعنى مطالع قوسى كه كمتر از نصف دور است , در آفاق استوائى بين دو دائره ميل محصور است كه يكى از آن دو دائره افق استوائى است .
قيد كمتر از نصف دور بدين سبب است كه اگر بقدر نصف دور باشد هر يك از مطالع و طوالع در ميان يكدائره ميل واقع مى شود كه دائره افق استوائى است , چنان كه پيش از اين گفته ايم . پس از آن بيرجندى گفته است :
و اما فى الافق المائل فقال صاحب التبصرة( : انها محصورة بين دائره الافق و دائره ميل تمر باول تلك القوس) و هو غير صحيح اذ لو صح لكان مطالع كل قوس نهايتها احد الاعتدالين فى جميع الافاق واحدة , و ليس كذلك كما شهد به استقراء جداول مطالع البروج .
يعنى اما در تعريف مطالع افق مائل , صاحب تبصره گفته است كه آن قوسى محصور ميان دائره افق و دائره ميلى است كه باول اين قوس مى گذرد , و حال آنكه اين تعريف درست نيست زيرا كه بنابر صحت اين تعريف , مطالع هر قوسى كه نهايت آن يكى از دو نقطه اعتدال باشد بايد در جميع آفاق مائله يك قوس بوده باشد , با اين كه چنين نيست چنانكه استقراء جداول مطالع بروج بدان شاهد است .
توضيح :
آن كه صاحب تبصره گفته است( : تمر باول تلك القوس) و آن كه بيرجندى گفته است( : نهايتها احد الاعتدالين) هر دو به يك معنى اند زيرا كه بيرجندى از افق آغاز كرده است , و صاحب تبصره بالعكس .
در درس ٦٣ دانسته ايم كه سعه مشرق در آفاق مائله بزيادتى عرض بلد زياد