دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٧٦ - مسائلى در پيرامون طول و عرض بلاد
تتمه :
جدول حروف جمل و برخى از مطالب را چنان كه اشارتى شده است از التفهيم بيرونى آورده ايم , در پايان اين درس دانسته ايم كه عبارت بيرونى را براى آگاهى بيشتر و آشنائى بهتر به سبك سخنش و رسم الخط قدماء در پيرامون حروف جمل , از كتاب ياد شده وى حكايت كنيم :
([ شمارها به حرف تازى چگونه نويسند ؟ : اين مواضعتى است و اتفاق ميان گروهى . و بتوانستندى كردن كه بر حروف معجم كردندى آنك ا , ب , ت , ث , است كه عدد او نه آحاد را و نه عشرات را و نه صد و يكى هزار بايشان بسنده باشد ازيراك بيست و هشت است . ولكن اين مردمان ترتيب عدد به حروف جمل كردند , ازيراك اين ترتيب آشكاره تر بود ميان اهل كتاب پيش از عرب , و از اين است : ابجد هوز ( الخ ) , و حصت هر يكى از اين حروفها از شمار بدين جدول در است : ( جدول ياد شده و رسم شده ) .
هيچ خلاف كردند اندر آن ؟ غرض اندر اين حرفها اختصار است و سبكى نبشتن عددها اندر جداول شمار نجوم . و به ميان منجمان هيچ خلاف نيست اندر آن . و لكن گروهى خلاف كردند . از جمله آن مردمان كه نه از اين صناعت بودند و سعفص را صعفض نهادند , و قرشت را قرست , و مانند اين از جهت حديثهاى لغت يا مذهبها كردند . و آن چون لغو و هوس بود , و گرنه آنستى كه آن مردمان كه اين بكار دارند اتفاق بر اين كردند خلاف آن مخالفان روا داشتيمى و لكن از عادت بيرون آمدن ناپسنده بود .
چگونه تركيب بايد كردن ؟ اگر عدد از مرتبه هاى بسيار بود چون آحاد و عشرات و مئين , نخست بزرگتر بايد نبشتن چون صدگان كه نخست بايد نبشتن , آنگاه دهگان , آنگاه يگان . و نموده آن صد و پانزده چنين قيه بايد نبشتن , و زبر خطى بايد كشيدن تا او را از ميان سخنان پديد آرد و دلالت كند كه شمار است نه سخن . و اگر عدد صد و پنج باشد چنين قه بايد نبشتن . و اگر چهل و دو باشد چنين مب بايد نبشتن . و اگر هزار دو بود غب بايد نبشتن . و اگر دو هزار باشد بغ بايد نبشتن , زيرا كه چون خرد بر بزرگ مقدم شود او را از غب جدا كند و دليل باشد كه