دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١١٨ - تحصيل عرض بلد
ديگر ايام مطلقا چه عرض بقدر ميل اعظم باشد و چه بيشتر از آن و كمتر از تمام ميل كلى باشد , اگر آفاق شمالى باشد يعنى در جهت شمال معدل النهار بود شمس در هنگام موافات ياد شده در جهت جنوب سمت الراس بود و ظل مقياس در جهت شمال بود , و اگر آفاق جنوبى بود يعنى در طرف جنوب معدل النهار بود , شمس در هنگام موافات مذكور در جهت شمال سمت الراس بود و ظل شاخص در جهت جنوب خواهد بود , پس درست آمد كه در آفاق ذات ظل واحد , جهت عرض جهت ظل باشد با مقياس .
قوله( : و اگر بلد ذات ظلين باشد) . . . در درس ٣٢ دانسته ايم كه از اقسام هفتگانه آفاق , قسم اول كه عديم العرض است و قسم دوم كه عرض آن كمتر از ميل اعظم است , آفاق ذات ظلين اند . حالا گوييم كه : هر گاه دو طرف تباعد شمس از سمت الراس معلوم شده است نگاه كنند كه نقطه سمت الراس كجا واقع شده است ؟ اگر در منتصف اين قوس مرصوده واقع باشد بدانند كه موضع رصد يعنى افقى كه از دو طرف تباعد شمس از سمت الراس , قوس مرصوده بدست آمد عديم العرض است و بر خط استواء واقع شده است .
در اين آفاق چون شمس در يكى از دو نقطه اعتدال بود , در نيمروز به سمت راس رسد كه اعظم ارتفاعات آنست , و هر گاه در يكى از دو نقطه منقلب بود , در نيمروز نهايت تباعد شمس از سمت راس بود كه اصغر ارتفاعات آن بود , پس هر دو قوس ارتفاع مساوى بود , لاجرم هر دو قوس تمام ارتفاع كه دو طرف تباعد شمس از سمت راس است نيز مساوى هم باشند , و قطب خفى و قطب ظاهر در اين آفاق صادق نباشند بلكه هر دو قطب معدل بر افق باشند , و هر گاه اطلاق قطب ظاهر و خفى در آفاق استوائى كنند باعتبار ساير آفاقست . حال بدين اعتبار هر گاه ميل كلى را بر اصغر ارتفاعات جانب قطب خفى افزايند نود درجه شود , يا آنكه تمام اصغر ارتفاعات جانب قطب ظاهر مساوى ميل كلى بود آن بلد از آفاق استوائيه بود و آن را عرض نباشد .
تبصره :
نيمروز در نوشته بالا پارسى نصف النهار است , و نيز نيمروز يكى از