دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٩٤ - نسب دوائر با يكديگر
احكام عرض تسعين را ناگفته بداند . و هر گاه نقطه مفروضه اى از فلك يا مركز كوكبى كه دانستن ارتفاع آن مطلوبست بر دائره ماره به اقطاب اربعه در فرض مذكور بود در اينحال دائره ماره باقطاب اربعه و دائره ارتفاع و دائره نصف النهار همه باهم متحد شوند چنان كه در نسبت بيست و چهارم گفته آيد بلكه بلحاظ نسبت هجدهم و نوزدهم با دائره ميل و عرض نيز متحد شوند .
بيست و دوم :
نسبتى كه واقع است ميانه ماره به اقطاب اربعه و[ دائره] مشرق و مغرب , عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق مى شوند در وقتى كه قطب معدل النهار بر سمت راس باشد .
بيان :
قطب معدل النهار در عرض تسعين بر سمت راس است . در عرض تسعين تعيين دائره مشرق و مغرب مانند دائره نصف النهار بفرض و تقريب و تخمين تصور مى شود م ثلا چون شمس به اول حمل رسيده است بر نقطه اى از افق در عرض تسعين خواهد بود , چون نصف دور را سير كرده است بر نقطه ديگرى از افق كه محاذى نقطه نخستين است خواهد بود و دائره عظيمه اى كه از سمت رأس و از آن دو نقطه بگذرد دائره اول سموت اعنى دائره مشرق و مغرب اعتدال خواهد بود . و اين سخن به مشابهت با آفاق حمايلى بتقريب بود چه اين كه در عرض تسعين سمت و مشرق و مغرب و نحوها به معانى واقعى آنها صورت پذير نيست .
در درس ٣٥ برخى از احكام عرض تسعين گفته آمد بى مناسبت نيست كه در اينجا نيز برخى از مطالب جامع بهادرى را در خواص عرض تسعين نقل كنيم :
([ در خواص افقى كه عرضش نود درجه باشد , و اينچنين آفاق در سطح ارض زياده از دو موضع نيست يكى محاذى قطب شمالى معدل النهار , دوم محاذى قطب جنوبى , و در اين دو موضع معدل النهار بلكه خط استواء بر افق منطبق باشد از اين جهت سمت الرأس آنجا بر قطب ظاهر معدل انطباق پذيرد و سمت القدم بر قطب خفى . و دور فلك در اينجا بحركت اولى مثل دور آسيا باشد از اين جهت اين افق را افق رحوى خوانند . و در اينجا مشرق و مغرب و شمال و جنوب منعدم گردد , و دائره نصف النهار معين نبود بلكه در جميع سموت وجودش ممكن باشد به اين