دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٩٦ - نسب دوائر با يكديگر
بيست و چهارم :
نسبتى كه واقع است ميانه ماره به اقطاب اربعه و[ دائره] ارتفاع , عموم و خصوص من وجه است زيرا كه منطبق مى شوند در هنگامى كه ماره باقطاب اربعه بسمت الراس گذرد و نقطه مفروضه يا مركز كوكب كه مطلوب دانستن ارتفاع اوست بر دائره ماره واقع باشد .
بيست و پنجم :
نسبتى كه واقع است ميانه ميل و عرض , عموم و خصوص من وجه است , زيرا كه منطبق ميشوند در وقتى كه مركز كوكب يا جزئى از فلك البروج كه مطلوب ميل و عرض اوست بر دائره ماره به اقطاب اربعه واقع شود .
بيست و ششم :
نسبتى كه واقع است ميانه ميل و افق عموم و خصوص من وجه است , زيرا كه منطبق ميشوند در وقتى كه قطبين معدل بر مركز كوكب يا جزئى از فلك البروج كه مطلوب دانستند ميل اوست بر افق باشند .
بيان :
دائره افق استوائى و معدل النهار قائم بر يكديگرند كه به زواياى قائمه يكديگر را تقاطع مى كنند , و دائره ميل نيز از دو قطب معدل النهار مى گذرد و قائم بر معدل است , پس اگر مركز كوكبى كه مطلوب دانستن ميل اوست بر افق استوائى بوده باشد دائره افق و دائره ميل باهم منطبق شوند . و به همين وزان هر گاه جزئى از فلك البروج كه مطلوب دانستن ميل آن جزء است بر افق استوائى بوده باشد .
بيست و هفتم :
نسبتى كه واقع است ميانه ميل و نصف النهار عموم و خصوص من وجه است , زيرا كه منطبق ميشوند هر گاه مركز كوكب يا جزئى از فلك البروج كه مطلوب دانستن ميل اوست بدائره نصف النهار برسد .
بيست و هشتم :
نسبتى كه واقع است ميانه ميل و دائره مشرق و مغرب , تباين است زيرا كه انطباق ايشان جائز نيست الا وقتى كه عرض بلد نود درجه در جنب مشرق و مغرب خواهد بود زيرا كه وجود او موقوف است بر اين كه قطب اين نصف النهار معين باشد , و در آن وقت قطبين وى غير مرئى اند پس دائره مشرق و مغرب نخواهد بود .