دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٠٥ - اختلاف منظر و انكسار نور
بروج شمالى است , و همچنين مدارات قمر هنگامى كه شمس در بروج شمالى است , مدارات شمس در هنگام بودن آن در بروج جنوبى خواهد بود , چه اگر مدارات هر دو در هنگام جنوبى بودن شمس يكى مى بود بسبب افراط سرما زمين معمور نمى شد , و همچنين اگر مدارات هر دو در هنگام شمالى بودن شمس يكى مى بود بسبب افراط گرما زمين معمور نمى شد , اما چون هر يك از نيرين متقابل يكديگر در جهت جنوب و شمال در مدار ديگرى قرار مى گيرد سرما و گرما به اعتدال حفظ مى گردد و مواليد را نشو و نماى موزون خواهد بود و زمين بدان معمور .
اين معنى را از كريمه( و هو الذى جعل الليل و النهار خلقة لمن اراد ان يذكر او اراد شكورا ) ( الفرقان ٦٣ ) مى توان استفاده كرد , بدين بيان كه روزهاى شمالى بودن شمس بجاى شبهاى جنوبى بودن آنست و بالعكس فافهم .
چنانكه همين معنى را از اختلاف ليل و نهار كريمه( ان فى خلق السموات والارض و اختلاف الليل والنهار لايات لاولى الالباب ) ( آل عمران ١٩١ ) و مانند آن از آيات ديگر نيز مى توان استفاده كرد .
همين معنى اعنى قرار گرفتن نيرين در مدارات يكديگر به بيان فوق را صاحب اسفار در فصل يازدهم موقف هشتم الهيات آن بدين عبارت آورده است :
و لما كان القمر نائبا للشمس خليفة لها فى النضج و التحليل اذا كان قوى النور جعل مجراه يخالف مجراها فى الصيف و الشتاء شمالا و جنوبا , فالشمس تكون فى الشتاء جنوبية والقمر شماليا لئلا ينعدم السببان , و فى الصيف بعكس ذلك لئلا يجتمع المسخنان . ( ج ٣ ص ١٣٠ ط ١ )
حال وقت آنست كه علت تمسك قوم باستحسان را در ترتيب ستارگان سيار كه در تبصره فوق وعده داده ايم , عنوان كنيم : بدانكه آنچه از جامع بهادرى در اين امر نقل كرده ايم كه از كسف و اختلاف منظر و استحسان , ترتيب آنها را معلوم كرده اند هر سه وجه را ملاعبدالعلى بيرجندى در شرح تذكره آورده است . و در حقيقت استحسان دليل بات و قاطع نمى باشد , و اگر برهان رياضى در دست داشته بودند به استحسان تمسك نمى جستند كه در واقع استحسان دليل اضطرارى