دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٥١
بوده اند , مانند اين دستور در بدست آوردن جاى ماه در بروج دوازده گانه :
هر چه از ماه شد مثنى كن *** پنج ديگر فرازى بر سر آن
پس بهر پنج از آن زخانه شمس *** گير برجى و جاى ماه بدان
يعنى آنچه از ماه عربى گذشت مضاعف كن , و پنج عدد ديگر بر او بيفزا , پس ملاحظه كن كه آفتاب در چه برجى از بروج اثنى عشر است , ابتدا آن برج كرده بترتيب و توالى بروج هر برجى را پنج بده , بهر برج كه منتهى شود ماه در آن برج خواهد بود .
مثلا امروز پنجشنبه نهم ربيع الثانى سنه ١٤١٠ هق , مطابق ١٨ آبان ١٣٦٨ هش است . در آبان ماه شمس در برج عقرب است كه آن ماه هشتم است و اين برج هشتم , مطابق دستور فوق, ماه در بروج دلو است ٤ ٥ : ٢٣ ٥ بعلاوه ١٨ ٢ ضربدر ٩ و يا ٤ ٥ : ٢١ ٥ بعلاوه ١٦ ٢ ضربدر ٨
و ديگرى براى تحصيل درج اين بيت را بدان الحاق كرده است :
وانچه مانده در آخر منزل *** ضرب كن در شش و درج ميدان
و اين بيت بدينصورت نيز نقل شده است :
هر چه از پنج كمتر است بزن *** در شش و آنگهش درج ميدان
مثلا در مثال بالا عدد يك كسر آمده است , پس ماه در درجه ششم دلو است , و اگر ٢ باشد در ١٢ و ٣ در ١٨ و ٤ در ٢٤ درجه آن .
ابيات فوق بعبارات ديگر نيز نقل شده است , كيف كان اين دستور ضابطه اى بتقريب و تخمين است , و تحقيقى آن بايد از زيجات استخراج شود زيرا كه حركت قمر را سرعت و بطؤ است بتفصيلى كه در دروس آينده مى خوانيم .
قطعه ديگر از خواجه نصير الدين طوسى در بيان بدست آوردن جاى ماه در بروج است كه به اغلب راست مى آيد و آن اين است :
بگذشته زماه ضرب كن اى دلبر *** در سيزده و سيزده را بر مه بر
آنگه بحساب طرح كن سى سى را *** از منزل آفتاب تا برج قمر
سيزده را برمه بر , يعنى سيزده را نيز يكماه محسوب بدار , مثلا در تاريخ ياد