دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٦٧ - افلاك كلى و جزئى
پيدايش شب و روز كه آنرا البته محركى بايد كه يكنواخت همه را حركت دهد . دويم حركت خورشيد كه ملاحظه كردند گاه بسمت الرأس نزديك مى شود در ظهر تابستان , و گاه دور مى شود مانند زمستان . و نيز ماه را ديدند اول ماه در طرف مغرب است و با خورشيد غروب مى كند , پس از آن بتدريج غروبش تاخير مى افتد , گويى از مغرب بمشرق مى رود هر شب باندازه يك ذرع يا بيشتر پس بايد براى حركت خصوص خورشيد و ماه دو محرك ديگر ثابت كرد .
و آنگاه پنج ستاره ديگر كه كلدانيان شناخته بودند يعنى عطارد و زهره و مريخ و مشترى و زحل جملگى را ديدند هر يك حركتى دارد مانند ماه از مغرب بمشرق و حركت آنها را مخالف هم ديدند در سرعت و بطؤ و مدار كه بايد هر يك محركى خاص داشته باشد و گرنه مانند هم حركت مى كردند .
آنگاه متاخرين يونان در ستاره هاى ثوابت يعنى همه ستارگان غير آن هفت كه شمرديم حركتى ديدند بسيار بطيى ء , و بطليموس چنان يافت كه هر يك در صد سال يكدرجه بسوى شرق نزديك مى شود . و منجمين اسلام سريعتر از اين ديدند كه هر هفتاد سال يكدرجه مى روند . و منجمين فرنگستان عهد ما از اين هم اندكى سريعتر ديدند غير قابل اعتبار , لابد براى آن هم محركى بايد .
و همه اين حركات نه گانه مخالف هم هستند . و چون انكار اين حركات ممكن نيست متاخرين يونان نه محرك براى نه حركت فرض كردند و هر يك را فلكى ناميدند . و منجمين فرنگى بى آنكه علت و محرك اين نه حركت را بتفصيل بدانند اصل حركات را قبول كرده اند .
بنظر مى رسد كه كلدانيان به هفت فلك قائل بودند , قول آنها هميشه مشهور بود , و تا كنون هم در زبان مردم متداول است . و در قرآن كه البته بايد بزبان متداول احتجاج فرمايد نام هفت آسمان آمده است كه مردم مى شناختند . و اثبات هفت , دليل آن نيست كه بيشتر نباشد . و هرگاه اصطلاح مردم وجه صحيح داشته باشد نبايد از آن تجاوز كرد چنانكه اطباى عصر ما باخلاط اربعه معتقد نيستند با اينحال گاه باشد بمريض گويند از گرمى اجتناب كن و هميشه خنكى بخور