فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٩ - بررسى فقهى اوراق نقدى آيت الله سيدكاظم حائرى
{أليم؛ يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم وجنوبهم وظهورهم هذا ما كنتم تكنزون } ؛و كسانى كه طلا و نقره مىاندوزند و در راه خدا انفاق نمىكنند (اى رسول) آنان را به عذابى دردناك مژده ده. روزى كه آن [گنجينه]ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند[و گويند: [«اين است آنچه براى خود اندوختيد، پس [كيفر] آنچه را مىاندوختيد بچشيد. (١٦)
چه بسا به همين سبب از طريق نص و فتوا ثابت شده است طلا و نقره زمانى متعلق زكات است كه مسكوك يا نقد رايج باشد، زيرا شكل زينتى آنها زكات ندارد. شايد بدان علت كه طلا و نقره زينتى چون نقد نيست، اندوختن و گنجور كردن آن سبب ركود نقدينگى و يا مانع گردش كار در بازرگانى نمىشود. از اين رو در برخى از احاديث آمده است:
ان ّمن سبك من الدرهم والدينار حلياً أو نحوه فرارا ًمن الزكاة لم تجب عليه الزكاة ولكنّه قد منع نفسه من ربح المال اكثر مما منع من حق اللّه الذى يكون فيه (١٧)؛ كسى كه براى فرار از زكات، درهم و دينار را به زيور آلات يا همانند آن تبديل كند زكات بر او واجب نيست، لكن او با اين كار، خود را از سودى محروم كرده كه از حق خدا ـحقى كه از پرداخت آن فرار كردهـ بيشتر است.
شايد اين روايت اشاره به اين نكته داشته باشد كه چون تبديل سكه به زيور آلاتى كه نتوان با آن دادوستد كرد، خلاف طبع انسان بوده و او را از داشتن نقد آنى و درگردش محروم مىكند؛ شريعت اسلام به نهيى كه او را از اين كار بازدارد بسنده كرده است چرا كه زيان چنين كارى از نفع آن بيشتر است در اين صورت اگر بر حسب اتفاق اين كار را انجام دهد، زكات بر او واجب نمىشود. اما آنچه به فزونى از انسان سر زند، اندوختن نقد رايج
(١٦) سوره ءتوبه، آيات ٣٤ـ٣٥.
(١٧) وسائل الشيعه،ج٦،ب١١،زكاة الذهب والفضة.