فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - بررسى فقهى اوراق نقدى آيت الله سيدكاظم حائرى
از لحن بيشتر روايات مزبور (١٣)بر مىآيد واژهاى كه در مقابل خمس در مقام بيان حرمت دريافت آن از سوى خويشاوندان پيامبر(ص) مطرح بوده، صدقه بوده است، نه واژه ءزكات. واژه زكات در اكثر مواردـ كه در آيات بسيارى در كنار واژه «صلوه» آمده استـ در تاريخ نزول قرآن بر ماليات واجب اطلاق مىشد.
شايد در آينده دوباره درباره اين واژه سخن بگوييم. بدون اشكال مىتوان گفت كه برآورده ساختن نيازهاى مالى حكومت يا فقرا و نيازمندان يا ساير نيازهاى اجتماعى، يكى از ملاكها يا مهم ترين ملاك وضع مالياتها بوده است. در اين باره روايات بسيارى وارد شده از جمله:
{ان ّاللّه عزّوجلّ فرض للفقراء فى مال الاغنياء ما يسعهم ولو علم ان ّذلك لايسعهم لزادهم } ؛ خدا براى فقرا در اموال و دارايى ثروتمندان حق واجبى قرار داده است و اگر مىدانست كه اين مقدار براى رفع نياز آنان بس نيست آن را افزايش مىداد. (١٤)
ذكر عنوانهاى ياد شده در آيات قرآنى يعنى مصرف زكات براى فقرا و مساكين، نيز گواه بر همين مطلب است و چه بسا كه آيه «الفىء» نيز گواه بر همين مطلب باشد. خداوند در اين آيه مىفرمايد: {... كى لايكون دولة بين الاغنياء منكم ... } (١٥). و احتمال دارد كه اين بخش از آيه ملاك ديگرى را برساند يعنى جلوگيرى از انباشته شدن ثروت بىرويه نزد ثروتمندان.
ملاك احتمالى ديگر در زكات نقود اين است كه، مانع راكد شدن آن مىشود زيرا ركود نقدينگى گاه سبب اختلال در اوضاع اقتصادى كشور مىشود و چه بسا كلمه كنز(گنج) موجود در آيه ءزير به همين معنا اشاره داشته باشد:
{والذين يكنزون الذهب والفضة ولاينفقونها فى سبيل اللّه فبشّرهم بعذاب }
(١٣) همان،ج٦، ب٢٩ـ٣٤، از بابهاى المستحقين للزكاة.
(١٤) همان،ب١ از ابواب ما تجب فيه الزكاة،ح٢، ص٣ و روايات ديگرى در همين باب.
(١٥) سوره حشر،آيه ٧.