فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩ - استصناع آيت الله سيد هاشمى شاهرودى
دراجاره كردن درخت، شرط دانسته اند كه اجاره قبل از حصول ثمر واقعشده باشد. اما درمورد استصناع، عين كالاى ساخته شده نه منفعت عين ديگرى است و نه منفعت عمل سازنده،البته مىتوان هيئت كالاى ساخته شده، رامنفعت عمل سازنده به شمار آورد، اما هيئت، مالى مستقل و جدا از عين نيست، بلكه همان گونه كه گفتيم هيئت، حيثيت تعليلى براى افزايش ماليت عين كالاى ساخته شده است و از اين جهت، انتقال ملكيت آن از سازنده به سفارش دهنده به سبب ناقلى غير از اجارهنياز دارد.
وجه دوم:تملك ماده كالاى ساخته شده به طور ضمنى و به تبع تملك عمل سازنده حاصل مىشود؛ بدين معنا كه در ضمن عقدِ اجاره شرط مىشود كه اجير(سازنده)، آن را به سفارش دهنده بدهد. همچنان كه درمورد خياطى گفته مىشود كه مستأجر به طور ضمنى مالك نخهايى كه خياط دردوخت لباس به كار برده است مىگردد، يا درمورد رنگريزى نيز مستأجر به طور ضمنى مالك رنگى كه رنگرز درعمل رنگريزى به كار برده است مىشود؛ چرا كه اين قبيل امور برعهده اجير است مگر آن كه خلاف آن شرط شده باشد.
اشكال اين وجه آن است كه تملك ضمنى مادّه درمواردى مثل خياطى و رنگرزى درست است؛ زيرا دراين گونه موارد، ماده درمقدمه كارى كه برروى مال غير صورت مىگيرد مستهلك مىشود و از بين مىرود ووجود آن به صورت مستقل از مال مستأجر كه نزد اجير است، باقى نمىماند. اما اگر اين مواد مستهلك نشده و وجود مستقل آن محفوظ بماند، تملك آن به سبب ديگرى غير از اجاره مانند توكيل درخريد آن براى مستأجر نياز دارد.
بنابر اين، در اين جا دوعقد صورت گرفته است: يكى بيعو ديگرى اجاره. مثال روشن اين دو عقد در موردى است كه خياط براى دوخت لباس به پارچه ديگرى مثل آستر نياز دارد و آن را به وكالت ازمالك براى او مىخرد.
علاوه براين، تملك ضمنى و تبعى درموردى درست است كه عين ديگرى زايد بر عملى كه اجير برروى مال مستأجر انجام داده است، وجود داشته باشد، مثل آستر براى لباس، اما درمورد استصناع،تمام ماده كالاى ساخته شده، از آن سازنده است و چيزى از آن، مال سفارش دهنده نيست و دراين صورت، عمليات ايجاد كالا از آن ماده، مقدمه