فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧١ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
آيت اللّه معرفت: بنده اين برداشت و قرائت را از مفهوم اطلاق درنظريه ولايت مطلقه فقيه يك برداشت انحرافى مىدانم و معتقدم سخن كسانى كه مىگويند: معتقدان به ولايت مطلقه فقيه،شعاع حاكميت و فرمانروايى فقيه را به سوى بى نهايت كشانيده و فقيه را همچون خداوند كَار روى زمين مىدانند (٨٨)، گفتارى است بى اساس و به افترا و نسبت ناروا بيشتر مىنمايد.
بنده دركتاب ولايت فقيه ـ كه درتابستان ٧٧ چاپ شد ـ ثابت كرده ام كه هيچ فقيهى از كلمه عامه يا مطلقه اين معناى غير معقول و غير منطقى را قصد نكرده و كلماتى كه درالقاى برخى شبهات به كار مىرود، مانند «نامحدوديت»، «مطلق العنان» ،«ديكتاتورى و استبداد»،«اراده قاهره»،«تماميت خواه» و «انحصارى طلب» مفاهيمى خود ساختهاست كه ناروا دراين بحث مطرح مىشود. اساساً ولايت فقيه مسوءوليت اجرايى خواسته هاى فقهى را مىرساند كه اين خود، محدوديت را اقتضا مىكند و هرگز به معناى تحميل اراده شخصى نيست، زيرا شخص فقيه حكومت نمىكند، بلكه فقه اوست كه حكومت مىكند، حتى درقرآن مجيد آن جا كه مىفرمايد خداوند «فعالّ ما يشاء» است، دليل مىآورد: انه عليم حكيم؛ يعنى فعاليت مطلقه خداوند و اين كه هرچه بخواهد، انجام مىدهد، به دليل علم مطلق و حكمت مطلقه اوست و نظر به اين كه فعل الهى براساس علم و حكمت است، لذا محدود نمىگردد.
به نظر اينجانب تفسيرى كه برخى از طرفداران تندرو ولايت مطلقه فقيه از آياتى كه اشاره كرديد مىكنند، تفسير به رأى است، زيرا اولا اين گونه نبوده كه پيامبر اكرم(ص) در شوءون سياسى و نظامى و جنگ و صلح و ديگر امور مربوط به دنيا دارى از شيوه هاى متعارف فراتر رفته و اراده و خواسته
(٨٨) همان.