فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٠ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
اعلميّت در فقاهت.به بيان ديگر:«اصطلاح فقهى اعلم»، مقياس تفسير«اعلم» دراين روايات نيست و اصولا ما در استفاده ازيك روايت مجاز نيستيم كه اصطلاح مر تكَز درذهن خود را برروايت تحميل كنيم. دراين روايات اعلم به معناى كسى است كه به دليل اجتماع جميع شرايط زعامت دروى، بهتر بتواند حكومت اسلامى رااداره كند. لذا درتزاحم بين كسى كه اعلم درفقه است و ديگرى كه اعلم درفقه نيست، ولى بهتر مىتواند حكومت رااداره كند، عقلا و شرعاً فقيه دوم مقدم است، نه فقيه اول و اگر حكومت به فقيه اول سپرده شود، ظلم بزرگى به حكومت اسلامى و به آحاد مسلمانان و به آن فقيه دوم كه موءخّر انداخته شده و بلكه به آن فقيه اول كه بدون جهت مقدم شده است، روا كرده اند.عمل فقهاى عظيم الشأن(قدس سرهم) نيز برهمين شيوه دلالت داردكه آنان براى پذيرش مرجعيّت عامّه كه نوعى زعامت دينى را به همراه داشت،به اعلميّت فقهى اعتنايى نمىكردند،بلكه به اولويّت دراداره حكومت و نظام و جامعه مسلمانان توجّه داشتند، چنان كه محدث قمى(قدس سره) نقل مىكند:مرحوم آية اللّه العظمى سيد محمد فشاركى(قدس سره) هنگامى كه بزرگان براى قبول مرجعيّت به ايشان مراجعه نمودند، درجواب آنها فرمود:«گرچه من اعلم درفقه هستم، اما رياست شرعيّه و مرجعيّت عامّه دينيّه به غير ازعلم فقه، نيازمند امور ديگرى از قبيل وقوف برمسائل سياسى و شناختن مواضعو مواقع امور است و لذا من اهليّت براى چنين منصبى ندارد.» (٦٠)اين اهتمام بى نظير براى اين جهت است كه آن بزرگوار مىدانسته كه مرجعيّت عامه، مستلزم اداره جامعه اسلامى است و مىدانسته كه اگر ولىّ و حاكم براساس عدم تدبير و آشنا نبودن به مقتضيات زمان و مكان و يا به واسطه سادگى در فكر و انديشه، به گونه اى موضعگيرى يا عمل كند
(٦٠) فوائد الرّضويه،ج٢،ص٤٨٤.