بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣
نمىكند. مدت آن چهل، سى، ده و يك روز است. بطور معمول، يك روز آن جنبه عمومى دارد ولى به همان نيز عمل نمىشود. در آن روز، پاپ در سخنرانى جهانى خود به هفت زبان سخن گفت و از همه مسيحيان جهان درخواست كرد: «بياييد به جاى همه اين روزهها، يك روز، روزه تلويزيون بگيريد و آن را تماشا نكنيد.» اين بيان، حكايت از سقوط جهان غرب و مسيحيت نسبت به ارزشها مىكند كه البته آنان به اين توصيه پاپ نيز اعتنايى نكردند.
پس در غرب، امور معنوى ربطى به دولت ندارد. دولت تنها بايد براى تأمين زندگى جامعه تلاش كند و قانون نيز فقط براى زندگى اجتماعى مردم است و مسائل معنوى، امور فردى است كه محل آن كليسا مىباشد. آنچه در صحنه زندگى اجتماعى مردم مطرح است، امور مادى است و دولت متصدى آن مىباشد.
اسلام براى جامعه علاوه بر منافع مادى، مصالح معنوى را نيز ضرورى مىداند.
از اين رو، ملاك قوانينى كه در جامعه وضع مىشود، تنها رعايت عدالت و امنيت و نظم جامعه و رفاه اقتصادى نيست بلكه علاوه بر اينها، بايد زمينه و امكان رشد انسانيت انسان را نيز فراهم كرد و موانع آن را از بين برد تا در عقيده، فكر، ايمان و اخلاق مردم، انحراف و سستى پديد نيايد.
البته اين بحث كه دولت تا چه اندازه مىتواند شرايط آن را فراهم كند و يا از موانع آن جلوگيرى كند، موضوع جداگانهاى است. ولى آيا در اصل، دولت اين وظيفه را به عهده دارد يا نه؟ نقطه اصلى اختلاف است.
انبياء الهى، در دعوت مردم مىفرمودند: قانونى كه در جامعه اجرا مىشود، بايد ناظر بر مصالح معنوى باشد. ولى مخالفان در پاسخ گفتند:
«اصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ انْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ اباؤُنا اوْ نَفْعَلَ فى امْوالِنا ما نَشاءُ.» «١» تو مىخواهى نماز بخوانى، برو بخوان! با خريد و فروش و معاملات ما چكار دارى! كمفروشى مىكنيم يا نه! بتپرستى مىكنيم يا نه! اموال خود را هرگونه بخواهيم، خرج مىكنيم! اگر مخالفان انبياء، كه سرمايهداران، مفتخوران، زورگويان و عياشان بودند و ساير مردم را به دنبال خود مىكشاندند، در اين موضوع با انبياء به مخالفت