بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٢
نوشتن مقاله در روزنامه اطلاعات مىكند و در آن مقالات بحث مىكند كه: اكنون كارها تمام شده است و بايد با آمريكا نزديك شويم. اما همانطورى كه رهبر معظم انقلاب هم فرمودند و با نگاه حكيمانه خود، در افشاى توطئه آنان فرمود: مقصود اين نيست كه حالا برويم با آمريكا دست بدهيم و با هم يك چايى يا فالودهاى بخوريم، بلكه مقصود جدا كردن نظام از عناصر اصلى آن است.
كم كم اين حركت شروع مىشود. در همين دوران، جلسهاى در آمريكا تشكيل مىشود. رسانههاى آمريكايى و ايرانى ضد انقلاب كه در آمريكا و اروپا هستند، بهويژه آنان كه در آمريكا هستند، شخصى بهنام صدرالدين الهى را بهعنوان رئيس كلّ خود انتخاب مىكنند و اين بحثها و تصميمات در جلسه مطرح مىشود كه من به قسمتى از آن اشاره مىكنم. در آن جلسه بحث مىكنند كه: «حركتهاى تكياختهاى اپوزيسيون در خارج از كشور كارساز نيست و تا به حال نشان داده است كه با اين حركتها نمىتوان اقدامى كرد. اشتباه بزرگ ما اين بوده است كه در اقداماتمان صحبت از «براندازى» به ميان مىآورديم. به اعتقاد ما، بهترين و مؤثرترين اقدام آن است كه وارد «عرصه فرهنگ» شويم و بعد از كار گسترده فرهنگى مىتوان رژيم ولايت فقيه را دست بسته به مردان سياست تحويل داد!» شيوههاى غرب در ايجاد جريان موازى بديهى است كه افرادى چون «صدرالدين الهى» بسيار كوچكتر از آن هستند كه خواب براندازى نظام را تعبير كنند. اينها عدد قابل ذكرى نيستند. اما به اين شگرد توجه كنيد تا بعد به اين ماجرا برسيم. حقيقت اين است كه غرب در ميان تودههاى مردم جاى پا ندارد. گرچه الآن كه ذائقهها كمى تغيير كرده است، اين فرمول هم تا حدودى فرق كرده است. اما باز هم آن جاى پا را ندارد. اگر خاطرتان باشد، يكى از شگردهايى كه غربىها بهكار مىبردند، اين بود كه وقتى مىخواستند از زبان خودشان حرف بزنند، كسى قبول نمىكرد. زيرا رسانههاى آنان مثل: راديو آمريكا، راديو اسرائيل، راديو لندن و ... تابلو دار هستند و مردم به سخن اين رسانهها كمتر توجه مىكنند. به ناچار، از افراد و گروههاى حاضر در كشور استفاده مىكردند. البته الآن در وضعيت كنونى ماجرا فرق مىكند. اين