بصيرت پرچمداران - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
الْأَشرارِ يَعْمَلُ فيهِ بِالْهَوى وَ تُطلَبُ بِهِ الدُّنْيا» «١» ؛ به درستى كه اين دين، مدتهاى مديدى در دست اشرار بود؛ با هواهاى نفسانى در آن عمل مىشد و وسيلهاى بود براى آنكه دنياخواهان به دنيايشان برسند. هماكنون نيز كشورهايى به نام اسلام حكومت مىكنند كه قرآن در اسارت آنان است. اگر در آنجا جمهوريت هست، اسلام، محكوم جمهوريت است؛ نظير كشور اسلامى ايران پيش از انقلاب اسلامى. اين كشور اگر چه جزء كشورهاى اسلامى بود، ولى بيتالمقدس با بنزين ايران سوخت. در زمان پهلوى، هواپيماهاى اسرائيل براى بمباران فلسطينىها و بيتالمقدس، در پايگاههاى ايران سوختگيرى مىكردند؛ زيرا در آن روز، اسلام محكوم سلطنت بود. اكنون نيز اگر گفته شود «جمهورى اسلامى»، ولى اسلام مقهور جمهوريت باشد، با آن روز چه فرقى دارد؟
آيا صرف اينكه در سرزمينى مثل حجاز، قرآن را وهّابيت چاپ مىكنند در حالى كه قرآن در اسارت آنهاست، براى اسلامى بودن يك نظام كافى است؟
بنابراين، جمهوريت، در مقام «اثبات» است و مكتب در مقام «ثبوت»؛ يعنى همه بندگان خدا و جمهور مردم، چون عاقل و خردمند هستند، اين دين را مىشناسند و به حقايق آن پى مىبرند و در نتيجه آن را مىپذيرند. اين دين، فقط سخن خداست و هيچكس حق كم و زياد كردن آن را ندارد. اين دين را كارشناسان مىشناسند و به ما نيز آن را معرفى مىكنند؛ نخست كارشناسان به آن عمل مىكنند و سپس ما عمل مىكنيم و ما مراقب هستيم كه كارشناس در مراحل كارشناسى، عمل و پايبندى، و ابلاغ و معرفى دين غفلت نكند.
حكومت اسلامى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز جمهورى بود و با خواست و پذيرش مردم شكل گرفت. آن حضرت، چنين استدلال فرمود كه من پيش از رسالت، مدتى در ميان شما زيستم و شما مرا مىشناسيد و از رفتار و صفات من آگاهيد؛ آيا اكنون كه به پيامبرى برگزيده شدهام، انديشه نمىكنيد؟ «فقد لَبِثْتُ فيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبلِه أَفَلا تَعْقِلُونَ» «٢» تذكّر اين نكته در پايان بحث شايسته است كه اين گفتار، همانگونه كه از عنوان آن پيداست، بهصورت اجمالى، از جايگاه مردم و حكومت دينى در قرآن كريم سخن مىگويد و امّا پاسخ به اين پرسشها كه: آيا اسلام حكومت دارد يا سكولار است؟ آيا