ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - ضرورت نظم در زندگى فردى و اجتماعى
٥ - همهء افراد و گروهها از هر جهتى كه امكان داشته باشد ، براى همديگر هم وسيلهاند و هم هدف ٦ - منافعى كه افراد و گروهها بدست مى آورند ، مانند ربودن اموال يكديگر ميباشد نه سود قانونى ٧ - ضررهايى كه بطور قانونى وارد يكى از افراد و گروهها مى شود ، با كمال بى اعتنايى ، بلكه با كمال بىشرمى مى خواهد آنها را متوجه فرد يا گروه ديگر نمايد گويى خداوند و قوانين طبيعت او را از ورود ضرر مستثنى ساخته و فقط جز او را مستحق و محكوم به ضرر نموده است ٨ - منفعت من ، همهء اصول و قوانين را زير پا مى گذارد و هر كس كه در برابر آن با كمال حق بودن مقاومت نمايد ، جز زوال و نابودى هيچ چاره اى ندارد ٩ - در چنين جامعه اى ، نخستين عامل انسانى كه نابود مى شود وجدان بطور عام است خواه وجدان كار باشد و خواه وجدان علمى ، وجدان اقتصادى ، وجدان مديريت ، وجدان قضائى ، وجدان سياسى ، وجدان هنرى ، وجدان روحانى ، وجدان نظامى و وجدان فرهنگى و به عبارت مختصرتر : وجدان به تمام مفاهيم و فعاليتهايش از درون مردم آن جامعه نابود مى گردد . بينوا ايدئولوژى انسانى - الهى بينوا ادبيات و فرهنگ بسيار سازنده و پويا و هدفدار بينوا آن حقوق و اقتصاد ايده آل بهشتى كه در چنين جامعه اى نه فقط در حال احتضار در سخنان فريبنده مردم آن جامعه بسر مى برد ، بلكه لاشههاى متلاشى شدهء آنها و استخوانهاى از هم گسيخته آنها ، وسيلهء آرايش كتابخانهها و سخنان و ادّعاهاى بىپايه آن مردم قرار مى گيرد . همهء اين تيره روزىها و سقوطهاى مرگ زا معلول هزاران علت نيست ، بلكه همهء آنها يك علت دارد و آن عبارتست از جهل و عدم ايمان به اين كه زندگى نظم و قانونى دارد . براى آماده كردن جامعه براى تحقق بخشيدن به اصل حياتى نظم در زندگى ، لازم است بحثى در بارهء مبانى فرهنگى لازم براى تحقق بخشيدن به مشاركت و هماهنگى همه مردم اجتماع در كارهاى اجتماعى مطرح نمائيم