ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - اين يك قانون پايدار تاريخ است كه هر افراطگرى كه به وسيلهء انسانها صورت بگيرد ، حتما يك تفريطگرى را بدنبال خود خواهد آورد
مى كردند ، تكاپوها و تلاشهاى قابل توجه در علم و فلسفه و هنر در مغرب زمين براه مى افتد ، ويژگى اين نهضت در اين بود كه همزمان با پيدا شدن طلايههاى علم و فلسفه در اين سرزمين مغزهايى مقتدر متوجه اهميت صنعت شده و با يك كوشش فوق العاده رو به صنعت و اكتشافات مفيد در آن بردند . و بدانجهت كه علوم مربوط به صنعت در مسير بوجود آوردن تغييرات محسوس در زندگى جوامع بود و اين تغييرات خواه بر مبناى حقيقت و خواه بر مبناى عرضهها تصنعى ، تنها با صنعت امكان پذير بود ، لذا پديدههاى بسيار متنوع كارخانهها و ماشينها و ديگر وسائل تكنولوژى سخت بكار افتادند و صاحبان صنايع طعم سود و اداره كنندگان جوامع صنعتى مزه قدرت را چشيدند و با اشتياق و عشق غير قابل توصيف ، علم را در خدمت تقويت و تنوع بخشيدن به تكنولوژى در آوردند . اين توسعه در تمدن صنعتى ، در عين حال كه مزايايى غير قابل انكار در اختيار بشريت گذاشت ، ولى از آن جهت كه صنعت براى صاحبان صنايع سودهاى كلان و قدرت طبيعى و اعتبارى ( اوتوريته ) به ارمغان مى آورد ، تمدن به كلى در اختيار صنعت و سود و قدرت در آمد . و از اين مسير صنعت و مختصات آن ( سودجويى و قدرت طلبى و تبديل زندگى طبيعى انسانها به زندگى ماشينى ) علم و معرفت را از مختص بسيار انسانى آن كه عبارتست از شناخت انسان و جهان و بكار انداختن آن در ايجاد « حيات معقول » براى انسانها ، با كمال مهارت از بين برد .
غروب خورشيد علم و معرفت در اين تمدن غير از دورانهاى جاهليت شرق و غرب و ديگر نقاط جوامع بشرى در گذشته بوده است ، زيرا علم و معرفت در اين دوران تمدن غربى بيش از همهء دورانهاى گذشته مورد توجه و دفاع قرار گرفته بود و مى توان گفت در هيچ يك از دورانهاى گذشته اين همه حماسهها كه در تمجيد علم در دوران معاصر براه افتاده است ، ديده نشده است ، با اين حال مى توان گفت علم و معرفت به معناى حقيقتى آن ، نه به عنوان وسيلهء پيش برد تكنولوژى در مسير كسب ثروت و قدرت ، تحت الشعاع قدرت و سودجوئيها قرار گرفت و از انقلاب تاريخ طبيعى بشر به تاريخ انسانى او جلوگيرى نمود . و اگر كسى پيدا شود كه بگويد : صحت و منطقى بودن ارزيابى واقعى علم و معرفت در دوران معاصر بود كه اين همه نظم و قانونگرايى و برخوردارى از حقايق كشف شده را در جوامع بشرى مخصوصا در مغرب زمين ، پديد آورد ، پاسخ اين سخن بسيار روشن است كه اما نظم و قانونگرايى در زندگى اجتماعى يك پديدهء جبرى براى