ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - دانشهاى بشرى محصول ارتباط عوامل درك كننده با واقعيات درك شده در جهان هستى است ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم ، هم تماشاگر
با كمال وضوح روشن است ، اصرار شديد و استناد به احساسات موجب بروز ابهام بيشتر در درك و پذيرش واقعيت مى گردد .
از طرف ديگر همهء ما مى دانيم كه ارتباط علمى ما با جهان هستى از راه عوامل و وسائل و كانالهايى صورت مى گيرد كه كم و بيش در علم به واقعيتهايى كه علم در صدد درك و دريافت آنها است دخالت مى ورزند ، و در هر نوع علمى كه در بارهء آن واقعيتها بدست مى آوريم اثر مى گذارند . اين دخالت در دريافتهاى فلسفى و هستى شناسى هم آنجا كه متكى به دانشهاى رسمى معمول است يك امر طبيعى است . براى توضيح به آن گروه از دانش پژوهان عزيز كه براى نخستين بار با اين مسئلهء با اهميت روبرو مى شوند ، يك مثال كاملا ساده و قابل فهم عمومى را متذكر مى گرديم : همهء ما مى دانيم كه پنكهء برقى در حال حركت سريع با اين كه اصل آن سه شاخه است ، يك دائرهء حقيقى در جهان خارج ديده مى شود ، در صورتى كه آنچه كه در جهان عينى خارجى وجود دارد يك دستگاه با سه شاخه است كه حركت به آن اضافه شده است . و از آن جهت كه ذهن انسانى از تفكيك نقاط عبور شاخهها ناتوان است ، لذا شاخههاى متحرك به دور خود را دائرهء حقيقى نشان مى دهد .
و اين حقيقت هم نيازى به اثبات ندارد كه منحصر بودن راههاى علم در وسائل محدود نمى تواند واقعيت براى خود را محدود بسازد و يا به عبارت ديگر واقعيت را پيرو خود بسازد ، همان گونه كه در طرز تفكرات اشخاص ايده آليست مشاهده مى شود ، مخصوصا با در نظر گرفتن اين حقيقت كه موجوداتى كه براى ما در حال ارتباط علمى و هرگونه معرفتى مطرح مى شوند ، در عرصه اى از هستى در جريانند كه نظام قانونى ( سيستم ) آنها باز است نه بسته . از آنچه كه گفتيم ، به خوبى اثبات مى شود كه دانشهاى رسمى و معمولى ما در اين دنيا محصول ارتباط « من » ( عوامل درك كننده ) و « جز من » ( واقعيات درك شده در برون ذات ) مى باشد اينست معناى آن جملهء بسيار متين علمى و فلسفى و زيبا كه از لائوتسه تا امروز به يادگار مانده است : او گفته است : « ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم ، هم تماشاگر » ممكن است برخى از صاحبنظران گمان كنند كه محتواى اين جمله تنها از شخصيت فلسفى