ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - مبناى وحدت اسلامى
حكم بر لزوم خودشناسى و هماهنگى و اتحاد در اصول روش زندگى معقول همهء افراد جامعه بشرى و عدم تعدى به آنان ، همهء اين احكام ، در حوزهء يكم فعاليت عقل سليم و وجدان قرار مى گيرند .
و اما حوزهء دوم ، عبارتست از حدود احكام كلى در شئون و كيفيت زندگى فردى و اجتماعى ، مانند حكم به ضرورت عدالت ، اجتناب از دروغ و تزوير و خيانت و فحشاء و منكرات و هر گونه زشتىهاى منافى با شخصيت سالم انسانى ، حدود چنين احكامى از فعاليتهاى عقل سليم و وجدان است كه دين اسلام نيز بر آنها تأكيد مى ورزد و لذا اصطلاح فقهى ، چنين احكامى را « امضائى » مى خوانند و نه « تأسيسى » .
اما دليل ضرورت بعثت و رسالت و راهبرى راهنمايان فوق الطبيعه ( پيامبران الهى ) و اوصياء آنان و حكماء و علمائى كه در علم و عمل ، شايستگى وساطت بين ماوراى طبيعت و طبيعت را تحصيل كردهاند ، اينست كه به شهادت همهء تاريخ بشر ، سرگذشت انسان سرشار از خون و انحراف و خود محورى و جهل در بارهء مصالح و مفاسد واقعى بشر است . انسان در جريان يك زندگى طبيعى قرار گرفته كه از عدم آگاهى او نسبت به حقيقت زندگى و آن حيات معقول كه مى تواند موجوديت او را از همه جهات تفسير و توجيه نمايد ، گواهى مى دهد . قوانين و مقرراتى را كه وضع كرده ، در واقع فقط براى تنظيم همان زندگى طبيعى است كه ناآگاه و بى اختيار در مقابل آن قرار گرفته است . به همين علت است كه « روسو » مى گويد : « براى كشف بهترين قوانينى كه به درد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند اما خود هيچ حس نكند ، با طبيعت هيچ رابطه اى نداشته باشد اما آن را كاملا بشناسد ، سعادت او ، وابسته به ما نباشد و ، به سعادت ما كمك نمايد ، و بالاخره به افتخاراتى اكتفا نمايد كه به مرور زمان علنى گردد ، يعنى در يك قرن خدمت كند و در قرن ديگر نتيجه بگيرد . » [١] مبناى وحدت اسلامى منشاء حقيقى وحدت امّت اسلامى ، همانا دين اسلام است . اين منشاء ، ريشهء اصلى خود را از فطرت سليم انسان مى گيرد . كه خداوند متعال در نهاد مردم همهء جوامع
[١] قرارداد اجتماعى ص ١٨٢