ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ورشكستگى علم اعلام شد
بحران فقط بحران رشد است . » [١] به نظر مى رسد اگر ما بتوانيم محدوديتهايى را كه از جوانب مختلف علوم را احاطه نموده مورد دقت و تحقيق لازم و كافى قرار بدهيم ، نه تنها همين بحران امروزهء علم را مى توانيم حل نماييم بلكه با يك وسعت نظر و آمادگى كامل به استقبال آيندهء علم هم برويم و از گردبادهاى طوفانى كه سر راه ما پيش خواهند آمد عبور كنيم .
اگر ما بتوانيم به خود اجازه بدهيم كه هرگز علم به معناى رسمى آنرا كه در هر دورانى مى تواند با روشها و وسائل گوناگون ما را با واقعيات در ارتباط بگذارد مطلق تلقى نكنيم ، و آنرا به عنوان يكى از اساسىترين طرق ارتباط با واقعيات منظور نماييم ، هرگز علم را متهم به ورشكستگى نخواهيم كرد . اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد اين ما هستيم كه به جهت ناآشنايى با معناى علم و كاربرد و نسبيت و محدوديتهائى كه آنرا همواره احاطه ميكند ، ورشكست مى شويم . علم همواره در ارائهء واقعيات با همان معنا و كاربرد و ساير امور كه از مختصات روش علمى است پيروز بوده و هرگز در مقابل واقعياتى كه تازه به ظهور مى رسند از خود شكستى نشان نمى دهد . از اينجا است كه مجبوريم به سخنان پىير روسو كه در پايان كتاب خود مى آورد نظرى منتقدانه بيندازيم : اين كه مى گويد : « درست است كه امروزه مردانى وجود دارند كه منكر اين آزادى فكرى هستند و مى خواهند از حالت ترديد و عدم قطعيتى كه در دانش فعلى وجود دارد ورشكستگى آن را نتيجه بگيرند و به نفع روح عرفانى و ما وراء الطبيعه جديدى وعظ و تبليغ كنند » همان طور كه خود پىير روسو نيز متوجه شده است بعضى از مردم هستند كه چنين نتيجه گيرى ميكنند نه همهء انسانهايى كه معتقد به عرفان و ما وراء الطبيعه مى باشند . بلكه مى توان گفت قضيه بالعكس است يعنى اگر درست دقت كنيم براى اثبات صحت عرفان و ما وراء الطبيعه كشف قانونمندى جهان هستى كه بوسيله علوم انجام مى گيرد يكى از طرق واضح براى اثبات دو حقيقت مزبور ميباشد نه بحران علم و برهم ريخته شدن
[١] مأخذ مزبور ص ٧٧٠